مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صتم


معنی صتم

صتم . [ ص َ ] (ع ص ) سخت . (مهذب الاسماء). درشت سخت . یقال : رجل ٌ صتم وعبد صتم و جمل صتم و حجر صتم و غیر ذلک . ج ، صُتم . (منتهی الارب ). || کمال چیزی و تمامی آن . یقال : الف ٌ صتم ، بالتسکین ؛ او هو الاکثر یعنی هزار تام .و اموال صتم ، بالضم ؛ ای کامل . (منتهی الارب ). یقال : عبد صتم . و الف صتم ؛ هزاری تمام . (مهذب الاسماء). || (اِ) مرد بالغ بنهایت سن کهولت رسیده . (منتهی الارب ). || حروف صتم ؛ عبارت است از همه ٔ حروف غیر از این شش حرف «ب رف ل م ن ». (ناظم الاطباء).

معنی صتم- ترجمه صتم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صتم اینجا را کلیک کنید

هم معنی صتم


ترجمه صتم

یک شصتم: sixtieth


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صتم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صحا

صحا. [ص َ ] (اِخ ) یکی از محاضر سلمی و آن یکی از دو کوه است در طی و در آن آبها و نخل است . (معجم البلدان ).

معنی صجج

صجج . [ ص ُ ج ُ ] (ع اِ) آواز کوفتگی آهن بر آهن . (منتهی الارب ).

معنی صح

صح . [ ص ُح ح ] (ع اِمص ) تندرستی از بیماری ، خلاف سقم . || بهی و برائت از هر عیب . (منتهی الارب ). || (ص ) درست و تندرست . (غیاث اللغات از لطایف ).

معنی صت

صت . [ ص َت ت ] (ع مص ) بهم واکوفتن . (تاج المصادر بیهقی ). راندن به قهر یا بدست زدن و کوفتن . || سخت بانگ کردن . || تهمت کردن کسی را بداهیة یا بسخن . || (اِ) گروه مردم . و منه الحدیث : قاموا صتین ؛ ا

معنی صت ء

صت ء. [ ص َت ْءْ ] (ع مص ) قصد کردن کسی را. (منتهی الارب ).

معنی صحائح

صحائح . [ ص َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صحیح . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter