مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صتع


معنی صتع

صتع. [ ص َ ت َ ] (ع اِ) گردش . || سختی تار سر شترمرغ . || نرمی و لطافت سر شترمرغ . || جوان توانا. || گورخر. (منتهی الارب ).

معنی صتع- ترجمه صتع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صتع اینجا را کلیک کنید

هم معنی صتع


ترجمه صتع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صتع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صتیت

صتیت . [ ص َ ] (ع اِ) بانگ و فریاد و غوغا. (منتهی الارب ). || گروه مردم . (منتهی الارب ). گروه . (مهذب الاسماء).

معنی صتو

صتو. [ ص َت ْوْ ] (ع مص ) جَهان جَهان رفتن . (منتهی الارب ).

معنی صتمة

صتمة. [ ص َ م َ ] (ع ص ) سخت از سنگ و ناقة و مانند آن . (منتهی الارب ).

معنی صح

صح . [ ص ُح ح ] (ع اِمص ) تندرستی از بیماری ، خلاف سقم . || بهی و برائت از هر عیب . (منتهی الارب ). || (ص ) درست و تندرست . (غیاث اللغات از لطایف ).

معنی صح

صح . [ ص َ / ص َح ْ ح َ ] (ع اِ) علامتی است نمودن صحت را، شاید مخفف صَح ّ و یا صحیح : در میان صالحان یک اصلحی است بر سر توقیعش از سلطان صحی است . مولوی . صح بفتح صاد و حاء مشدد که بمعنی امضاء و تص

معنی صح گذاشتن

صح گذاشتن . [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter