مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صتع


معنی صتع

صتع.[ ص َ ] (ع مص ) بر زمین زدن کسی را. (منتهی الارب ).

معنی صتع- ترجمه صتع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صتع اینجا را کلیک کنید

هم معنی صتع


ترجمه صتع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صتع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صحائف

صحائف . [ ص َ ءِ ](ع اِ) ج ِ صحیفه . (منتهی الارب ) (دهار) : یاقلم را زهره باشد که بسر برنویسد بر صحائف زآن خبر. (مثنوی ). || نامه ای که در آن نیکیها و بدیها نویسند : یا خجلتی و صحائفی قد سودت و

معنی صح

صح . [ ص ُح ح ] (ع اِمص ) تندرستی از بیماری ، خلاف سقم . || بهی و برائت از هر عیب . (منتهی الارب ). || (ص ) درست و تندرست . (غیاث اللغات از لطایف ).

معنی صتیة

صتیة. [ ص ُت ْ تی ی َ ] (ع اِ) چادر و جامه ٔ یمنی . (منتهی الارب ). الملحفة او ثوب یمنی . (قطر المحیط).

معنی صتو

صتو. [ ص َت ْوْ ] (ع مص ) جَهان جَهان رفتن . (منتهی الارب ).

معنی صج

صج . [ ص َج ج ] (ع مص ) آهن را بر آهن کوفتن بدان مرتبه که آواز برآید. (منتهی الارب ).

معنی صح گذاشتن

صح گذاشتن . [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: