مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صتت


معنی صتت

صتت . [ ص َ ت َ ] (ع اِ) صَدَد. قصد. هو بصتته ؛ او در پی وی است . (منتهی الارب ).

معنی صتت- ترجمه صتت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صتت اینجا را کلیک کنید

هم معنی صتت


ترجمه صتت


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صتت


حزم آن باشد که گویى تخمه‏ام *** یا سقیمم خسته‏ى این دخمه‏ام‏
یا سرم درد است درد سر ببر *** یا مرا خوانده ست آن خالو پسر
ز انکه یک نوشت دهد با نیشها *** که بکارد در تو نوشش ریشها
زر اگر پنجاه اگر شصتت دهد *** ماهیا او گوشت در شستت دهد
گر دهد خود کى دهد آن پر حیل *** جوز پوسیده ست گفتار دغل‏
ژغژغ آن عقل و مغزت را برد *** صد هزاران عقل را یک نشمرد
یار تو خورجین تست و کیسه‏ات *** گر تو رامینى مجو جز ویسه‏ات‏
ویسه و معشوق تو هم ذات تست *** وین برونیها همه آفات تست‏
حزم آن باشد که چون دعوت کنند *** تو نگویى مست و خواهان منند
دعوت ایشان صفیر مرغ دان *** که کند صیاد در مکمن نهان‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صت

صت . [ ص َت ت ] (ع مص ) بهم واکوفتن . (تاج المصادر بیهقی ). راندن به قهر یا بدست زدن و کوفتن . || سخت بانگ کردن . || تهمت کردن کسی را بداهیة یا بسخن . || (اِ) گروه مردم . و منه الحدیث : قاموا صتین ؛ ا

معنی صتمة

صتمة. [ ص َ م َ ] (ع ص ) سخت از سنگ و ناقة و مانند آن . (منتهی الارب ).

معنی صتیمة

صتیمة. [ ص َ م َ ] (ع ص ، اِ) سنگ سخت . (منتهی الارب ).

معنی صح گذاشتن

صح گذاشتن . [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

معنی صجج

صجج . [ ص ُ ج ُ ] (ع اِ) آواز کوفتگی آهن بر آهن . (منتهی الارب ).

معنی صتام

صتام . [ ص ُ ] (ع ص ) هامة صتام ؛ سر سطبر و فربه . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter