مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ریخان


معنی ریخان

ریخان . (اِخ ) دهی از بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. دارای 1000 تن سکنه . آب آن از چشمه ٔ ریخان ومحصول عمده ٔ آنجا غلات ، لبنیات و پشم و صنایع دستی زنان فرشبافی است . ساکنان از طایفه ٔ جودکی هستند و زمستان قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی ریخان- ترجمه ریخان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ریخان اینجا را کلیک کنید

هم معنی ریخان


ترجمه ریخان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ریخان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ریخت و پاش

ریخت و پاش . [ ت ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول عامه ، خرج زیاد. برج . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف ونفله کاری . گشاده دستی و سخاوت کردن . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف و نفله

معنی ریختگری

ریختگری . [ ت َ / ت ِ گ َ ] (حامص مرکب ) ریخته گری . رجوع به ریخته گری شود.

معنی ریخته گر

ریخته گر. [ ت َ / ت ِ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که می گدازد مس و روی را با هم و از آن هاون و منقل و اسباب دیگر و توپ می سازد. (ناظم الاطباء). کسی که بوسیله ٔ ذوب فلزات ظروف و آلات مختلف و توپ و غیره سازد. (

معنی ریحانی

ریحانی . [ رَ ] (ص نسبی ، اِ) نوعی رسم الخط. نام خطی از خطوط عربی شبیه به ثلث با اندک اختلافی . (یادداشت مؤلف ). یکی از خطوط اسلامی که ابن بواب آن را اختراع کرد. (فرهنگ فارسی معین ). || شراب خوشبوی .

معنی ریحة

ریحة. [ رَ ح َ ] (ع اِ) ریحَة. (از اقرب الموارد). رجوع به ریحَة شود.

معنی ریخ

ریخ . [ رَ ] (ع اِ) دوری و گشادگی مابین دو ران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter