مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ریحانة


معنی ریحانة

ریحانة. [ رَ ن َ ] (اِخ ) ریحانه . بنت زید قبطی از بنی قریظه ، یکی از دو سریه ٔ رسول (ص ) است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به امتاع الاسماع ج 1 ص 249 و مجمل التواریخ و القصص ص 262 و تاریخ گزیده ص 162 شود.

معنی ریحانة- ترجمه ریحانة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ریحانة اینجا را کلیک کنید

هم معنی ریحانة


ترجمه ریحانة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ریحانة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ریحة

ریحة. [ح َ ] (ع اِ) باد. و هی اخص من الریح . (ناظم الاطباء)(آنندراج ). باد، گویند: ریح و ریحة، همچنانکه گویند: دارٌ و دارةٌ و بندرت به معنی بوی نیز استعمال شود. (از اقرب الموارد). رجوع به ریح شود. ||

معنی ریخان

ریخان . (اِخ ) دهی از بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. دارای 1000 تن سکنه . آب آن از چشمه ٔ ریخان ومحصول عمده ٔ آنجا غلات ، لبنیات و پشم و صنایع دستی زنان فرشبافی است . ساکنان از طایفه ٔ جودکی هستند و زمست

معنی ریختگی

ریختگی . [ ت َ/ ت ِ ] (حامص ) ریزش و سفک . (ناظم الاطباء). ریزش . (فرهنگ فارسی معین )... برد و حال نیک نشان دهد [ برآمدن نفث به یکبار ] یکی ریختگی ماده دوم برآنکه قوه قوی است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی ریخت و پاش

ریخت و پاش . [ ت ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول عامه ، خرج زیاد. برج . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف ونفله کاری . گشاده دستی و سخاوت کردن . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف و نفله

معنی ریحانی

ریحانی . [ رَ ] (ص نسبی ، اِ) نوعی رسم الخط. نام خطی از خطوط عربی شبیه به ثلث با اندک اختلافی . (یادداشت مؤلف ). یکی از خطوط اسلامی که ابن بواب آن را اختراع کرد. (فرهنگ فارسی معین ). || شراب خوشبوی .

معنی ریحانه

ریحانه . [ رَ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی از بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دارای 700 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ جراحی و محصول عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات است و ساکنان آنجا از طایفه ٔ حیدری هستند. راه آن ماشین

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter