مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی روبکی


معنی روبکی

روبکی . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی از شهرستان کازرون ، واقع در 27هزارگزی شرق فهلیان در کنار رودخانه ٔ شیرین . در دامنه واقع و گرمسیر است . سکنه ٔ آن 366 تن است که مذهب تشیع دارند و به لری و فارسی سخن می گویند. آب آن از رودخانه ٔ شیرین تأمین می شود و محصولش غلات و برنج ، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی روبکی- ترجمه روبکی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد روبکی اینجا را کلیک کنید

هم معنی روبکی


ترجمه روبکی

روبکی: coneflower


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه روبکی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی روبلس

روبلس . [ ] (اِخ ) بنا به گفته ٔ صاحب حبیب السیر نام یکی از دو امیر است که شهر روم را بنا نهادند و پس از مدتی روبلس امیر دیگر را که روبانس نام داشت بقتل رسانید. (از حبیب السیر چ تهران ص 73). مصحف رمول

معنی روبروی

روبروی . [ ب ِ ](ص مرکب ، ق مرکب ) روبرو. مقابل . محاذی : مرگ به من نیز روبروی نشسته ست می نتوانم کنم سخن کم و افزون . میرزا ابوالحسن جلوه . و رجوع به روبرو شود.

معنی روبکاری

روبکاری . [ ب ِ ] (حامص مرکب ) پیشروی . || (اِ مرکب ) حجت و سند. (ناظم الاطباء).

معنی روبنده

روبنده . [ ب َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) روبند. رجوع به روبند شود.

معنی روبکار

روبکار. [ ب ِ ] (ص مرکب ) دم دست و نزدیک و مشرف . || در حال حرکت . || عازم و آماده برای کار. (ناظم الاطباء).

معنی روبنشاه

روبنشاه . [ ب َ ] (اِخ ) صورت دیگری از روبانجاه است . رجوع به روبانجاه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: