مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی روبنده باف


معنی روبنده باف

روبنده باف . [ ب َ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنکه روبند بافد. کسی که شغل وی روبنده بافی باشد. رجوع به روبنده و روبند شود.

معنی روبنده باف- ترجمه روبنده باف برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد روبنده باف اینجا را کلیک کنید

هم معنی روبنده باف


ترجمه روبنده باف


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه روبنده باف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی روبند کردن

روبند کردن . [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روبند کردن کسی را؛ به رودربایستی به کاری وادار کردن . (یادداشت مؤلف ).

معنی روبهانه

روبهانه . [ ب َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) مکارانه . (آنندراج ). بطور روباهی و مکر و فریب . (از ناظم الاطباء).

معنی روبه بازی

روبه بازی . [ ب َه ْ ](حامص مرکب ) کنایه از مکر و فریب و دغل بازی . (آنندراج ). روباه بازی . رجوع به روباه بازی شود : این سگ صفتان کنند ای آهوچشم ناگاه ترا صید ز روبه بازی . سرخسی . شیر فلک را برد

معنی روبه

روبه . [ ب َه ْ ] (اِ) همان روباه باشد که جانوری است دشتی و به حیله گری مشهور است . (آنندراج ). روباه . (ناظم الاطباء). مخفف روباه . رجوع به روباه شود : چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده ز مکر روبه و زا

معنی روبنشاهی

روبنشاهی .[ ب َ ] (ص نسبی ) صورت دیگری است از روبانجاهی و روبانشاهی که منسوب به روبانجاه است . (از معجم البلدان ). رجوع به روبانجاه و روبانجاهی و روبانشاهی شود.

معنی روبهقان

روبهقان . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان از شهرستان شیراز واقع در 51هزارگزی شرق زرقان و 2هزارگزی راه فرعی بندامیر به سلطان آباد. در جلگه واقع است و آب و هوایی معتدل دارد. سکنه ٔ آن 6

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: