مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی روبنج


معنی روبنج

روبنج . [ ب َ ](اِخ ) نام موضعی است در فارس . (از معجم البلدان ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد روبنج اینجا را کلیک کنید

هم معنی روبنج


ترجمه روبنج


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه روبنج



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی روبه

روبه . [ ب َه ْ ] (اِ) همان روباه باشد که جانوری است دشتی و به حیله گری مشهور است . (آنندراج ). روباه . (ناظم الاطباء). مخفف روباه . رجوع به روباه شود : چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده ز مکر روبه و زا

معنی روبن

روبن . [ ب ِ ] (اِخ ) نام یکی از دوازده فرزند یعقوب است . رجوع به روبیل و روبین و قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی روبه بازی کردن

روبه بازی کردن . [ ب َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روباه بازی کردن . رجوع به روباه بازی کردن شود : روبه بازی مکن در صف عشاق زانک زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی . ابوالفرج رونی .

معنی روبنده زدن

روبنده زدن . [ ب َ دَ / دِ زَ دَ ] (مص مرکب ) روبند بر چهره کشیدن . نقاب بر صورت افکندن . برقع بر روی پوشیدن .

معنی روبنده دوز

روبنده دوز. [ ب َ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنکه روبند بدوزد. آنکه شغل وی دوختن روبند باشد. رجوع به روبنده و روبند شود.

معنی روبند عمرشاه

روبند عمرشاه . [ ب َ دِ ع ُ م َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در 26هزارگزی جنوب غربی بیرجند. کوهستانی است و آب و هوایی معتدل دارد. آب آن از رودخانه تأمین میشو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: