مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی روبعة


معنی روبعة

روبعة. [ رَ ب َ ع َ ] (ع ص ) کوتاه بالا. و صاحب صحاح به زای معجمه گفته . (منتهی الارب ). رجوع به زوبعة شود. || کوتاه قامت حقیر. (از معجم متن اللغة) (از لسان العرب ). و صاحب اقرب الموارد این معنی را در زوبع آورده است . رجوع به کلمه ٔ مزبور شود. || کوتاهی پاشنه . (منتهی الارب ) . آنکه عصب ستبر بالای پاشنه اش کوتاه باشد. (از لسان العرب ). القصیرالعرقوب . (معجم متن اللغة). || (اِمص ) علتی است مر شتربچه ها را. (منتهی الارب ) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). || چهارزانو نشستن . (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد).

معنی روبعة- ترجمه روبعة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد روبعة اینجا را کلیک کنید

هم معنی روبعة


ترجمه روبعة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه روبعة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی روبن

روبن . [ ب ِ ] (اِخ ) نام یکی از دوازده فرزند یعقوب است . رجوع به روبیل و روبین و قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی روبصة

روبصة. [ رَ ب َ ص َ ] (ع مص ) خالص کردن و پالودن فلزات . (از دزی ج 1 ص 564). و رجوع به روباص شود.

معنی روبنده

روبنده . [ ب َ دَ / دِ ] (نف ) نعت فاعلی از مصدر روبیدن . آنکه بروبد. رجوع به روبیدن شود.

معنی روبند کردن

روبند کردن . [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روبند کردن کسی را؛ به رودربایستی به کاری وادار کردن . (یادداشت مؤلف ).

معنی روبرو کردن

روبرو کردن . [ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مقابل هم قرار دادن . مقابل کردن . مواجه گردانیدن . || مدعی و منکری را در مجلس به مشافهه ٔ ادعا و انکار وادار کردن تا صحت و سقم گفته ٔ یکی از آنها ظاهر آید: آنانک

معنی روبنده زدن

روبنده زدن . [ ب َ دَ / دِ زَ دَ ] (مص مرکب ) روبند بر چهره کشیدن . نقاب بر صورت افکندن . برقع بر روی پوشیدن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: