مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی روادانق


معنی روادانق

روادانق . [ رُ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در 11هزارگزی شمال غربی ورزقان و 8هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی است و آب و هوای معتدل دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و حبوبات و شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی روادانق- ترجمه روادانق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد روادانق اینجا را کلیک کنید

هم معنی روادانق


ترجمه روادانق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه روادانق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی روادف

روادف . [ رَ دِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رادفة. (منتهی الارب ). ج ِ رادفة و رادوف . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه ). رجوع به رادفة و رادوف شود. - حروف روادف ؛ ث ، خ ، ذ، ض ، ظ، غ را حروف روادف گویند. (یادد

معنی رواد

رواد. [ رُوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ رائد. (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی روادتان

روادتان . [ رُ دَ ] (اِخ ) لغتی است در رُوادة که موضعی است . (منتهی الارب ). رجوع به روادة شود.

معنی رواد

رواد. [ رَوْ وا ] (اِخ ) ابن المثنی الازدی . جد اعلای سلسله ٔ روادیان است که در قرن چهارم و پنجم در آذربایجان حکومت داشتند. وی بنا به نوشته ٔ یعقوبی در زمان خلافت ابوجعفر منصور عباسی از جانب والی آذرب

معنی روارزک

روارزک . [ رُ رَ زَ ] (اِ) جانوری سبزرنگ کوچکتر از چلپاسه و همیشه چند تا با هم راه روند. || صورتی است که از کلیچه سازند و خورند. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).

معنی روادع

روادع . [ رَ دِ ] (ع ص ، اِ) قیاساً ج ِ رادِعة و رادِع . موانع : اما جایی که بأس حسام ... روی نمود به خوادع کلام و روادع ملام ... التفاتی نرود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 260). || رادع و رادعة و ج ِ آن ر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter