مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رنگ آفتابی


معنی رنگ آفتابی

رنگ آفتابی . [ رَ گ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رنگی سفید مایل به زردی مثل آفتاب . (از آنندراج ). رجوع به رنگ مهتابی شود.

معنی رنگ آفتابی- ترجمه رنگ آفتابی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رنگ آفتابی اینجا را کلیک کنید

هم معنی رنگ آفتابی


ترجمه رنگ آفتابی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رنگ آفتابی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رنگ بردن

رنگ بردن . [ رَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) رنگ اصلی چیزی را زایل ساختن . چیزی را از رنگ اصلی بگردانیدن . تغییر دادن و دگرگون ساختن رنگ چیزی . رنگ برداشتن : هزار آفرین بر می سرخ باد که از روی ما رنگ خجلت ببر

معنی رنگ آل

رنگ آل . [ رَ گ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رنگی که زردیش کم و قدری مایل به سرخی بود. رنگ شکری . رنگ نباتی . (آنندراج ). رجوع به رنگ شکری و رنگ نباتی شود.

معنی رنگ بر آب ریخت...

رنگ بر آب ریختن . [ رَ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) منصوبه برانگیختن . (آنندراج ). منصوبه ٔ تازه برانگیختن . (غیاث اللغات ). رنگ بر آب زدن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). تدبیرتازه اندیشیدن . اندیشه و فکر جدید د

معنی رنگ افکندن

رنگ افکندن . [ رَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رنگ دادن . رنگ کشیدن . رنگ بخشیدن . رجوع به رنگ دادن شود : چون غضب رنگ گلش بر یاسمن می افکند شعله را چشم از خجالت بر زمین می افکند. کلیم (از آنندراج ).

معنی رنقاء

رنقاء. [ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است در بلاد بنی عامربن صعصعة. و گویند نام بیابانی است لم یزرع بین دار خزاعة و دار سلیم . قَتّال گوید : عفت اجلی من اهلها فقلیبها الی الدوم ، فالرنقاء قفراً کثیبها. و سک

معنی رنگ بر آب زدن

رنگ بر آب زدن . [ رَ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) رنگ بر آب ریختن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). منصوبه برانگیختن . (آنندراج ). منصوبه ٔ تازه برانگیختن . (غیاث اللغات ). و رجوع به «رنگ بر آب ریختن » شود : از

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: