مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رف


معنی رف

رف . [ رِف ف ] (ع اِ) رف ّ. شتر کلان هیکل . || بهره ٔ آب هرروزه . || تب هرروزه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رف اینجا را کلیک کنید

هم معنی رف

آباد: 1 برپا، دایر، معمور 2 پررونق 3 پیشرفته، توسعه‌یافته، مترقی 4 تندرست، سالم 5 بسامان، منظم 6 غنی، مرفه و 1 خراب، متروک، ویران 2 بی‌رونق 4 عقب‌مانده
آبادانی: 1 آبادی، عمارت، عمران 2 ترقی، توسعه، رونق 3 آسایش، ترفیه، رفاه و خرابی
آبرو: احترام، اعتبار، جاه، حرمت، حیثیت، شرف، عرض، عرق، عزت، قدر، منزلت، ناموس
آتش‌فام: آتش‌رنگ، آتشگون، آذرفام، آذرگون، سرخ‌فام، سرخگون
آتش‌گرفتن: اشتعال، حریق، سوختن، شعله‌ورشدن


ترجمه رف

بی ظرفیتی: bad temperedness
کفیل گرفتن: bail
رفاده: bandage
درفش: banner
حمام آفتاب گرفتن: bask
رف: built in shelf


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رف

سخن امام جعفر صادق (ع): مصاحبت و رفاقت كن با كسی كه تو به او زینت یابی و مصاحبت مكن با كسی كه او به تو زینت یابد یعنی تو كسب علم و كمالات از او توانی نمود.
سخن دیل كارنگی: شش راه برای جلب محبت مردم :1- صمیمانه نسبت به غیر، علاقه مند باشید. 2- تبسمی بر لب داشته باشید. 3- به یاد بیاورید كه نام هر كس برای او شیرین ترین و مهمترین لغت قاموسهاست.4- شنیدن را بیاموزید، طرف خود را به شوق آورید كه از خود سخن بگوید.5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت كنید.6- صمیمانه و صادقانه اهمیت او را برا ی خودش آشكار سازید.
سخن ویلیام شكسپیر: از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.
سخن حضرت محمد (ص): حیاء‌، زینت، ترس (از خدا و نگهداری نفس از گناه) بزرگی و صبر، بهترین وسیله (برای رسیدن به مراد) و انتظار گشایش كارها از طرف خداوند عزیز و بزرگ عبادت است.
سخن فرناندو پسوا: امید برای كسانی وجود دارد كه از آرزو برخوردارند و عشق برای كسانی وجود دارد كه برایشان دادن به معنای گرفتن است.

مى‏کشاندشان موکل سوى شهر *** مى‏برد از کافرستانشان به قهر
نه فدایى مى‏ستاند نه زرى *** نه شفاعت مى‏رسد از سرورى‏
رحمت عالم همى‏گویند و او *** عالمى را مى‏برد حلق و گلو
با هزار انکار مى‏رفتند راه *** زیر لب طعنه زنان بر کار شاه‏
چاره‏ها کردیم و اینجا چاره نیست *** خود دل این مرد کم از خاره نیست‏
ما هزاران مرد شیر الپ ارسلان *** با دو سه عریان سست نیم جان‏
این چنین درمانده‏ایم از کژروى است *** یا ز اخترهاست یا خود جادوى است‏
بخت ما را بر درید آن بخت او *** تخت ما شد سر نگون از تخت او
کار او از جادویى گر گشت زفت *** جادویى کردیم ما هم چون نرفت‏
تفسیر این آیت که إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ‏الآیة، اى طاعنان مى‏گفتید که از ما و محمد علیه السلام آن که حق است فتح و نصرتش ده و این بدان مى‏گفتید تا گمان آید که شما طالب حقید بى‏غرض اکنون محمد را (ص) نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید ***


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رفائیت

رفائیت . [ رِ ئی ی َ ] (ع اِمص ) رفاهیت و آسایش و آسودگی . (ناظم الاطباء). رجوع به رفاه و رفاهیت شود. || سازواری . (ناظم الاطباء). رجوع به رفاء شود.

معنی رفادة

رفادة. [ رِ دَ ] (ع مص ) مصدر به معنی رَفد. (ناظم الاطباء). رجوع به رفد در معنی مصدر شود.

معنی رفادت

رفادت . [ رِ دَ ] (ع اِ) رفادة. رجوع به رِفادَه و رفادة در معنی اسمی شود.

معنی رف ء

رف ء. [ رَف ْءْ ] (ع مص ) نزدیک کرانه کردن کشتی را؛ رفا السفینه رفاً. || رفو کردن جامه را و پیوستن و نیکو کردن دریدگی و بریدگی آن را؛ رفا الثوب . و یقال : من اغتاب خرق و من استغفر رفاً. (منتهی الارب )

معنی رفائل

رفائل . [رَ ءِ ] (اِخ ) یا رافائل نقاش بزرگ و نامی ایتالیایی . رجوع به رافائل شود.

معنی رفائیل

رفائیل . [ رَ ] (اِخ ) یارافائیل . نام ملکی از ملایک است . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: