مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رغیب


معنی رغیب

رغیب . [ رَ ] (ع ص ) مرد بسیارخوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). پرخوار. اکول . اکال . || شتر بسیارشیر بسیارنفع. ج ،رِغاب . || حریص و آزمند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آزمند. آزور. حریص . طامع. طماع . (یادداشت مؤلف ). رغبت کننده . (غیاث اللغات ). || فراخ شکم از مردم و جز آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). فراخ شکم . (مهذب الاسماء). فراخ درون . (یادداشت مؤلف ). || سیف رغیب ؛ تیغبسیارآب عریض رخسار. || حوض رغیب ؛ حوض فراخ . کذلک سقاء رغیب ؛ مشک فراخ . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). واسع. پهناور. فراخ . (یادداشت مؤلف ). || واد رغیب ؛ رودبار کلان و فراخ بسیارآب بردار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رغیب اینجا را کلیک کنید

هم معنی رغیب

تحریص : 1 ترغیب، تشجیع، تشویق 2 اغوا، انگیزش، برانگیختن، تحریش، تحریک، وادار، وا داشتن، وسوسه 3 آزمندسازی، تطمیع و منع
تحریض : 1 اغوا، انگیزش، تحریش، تحریک، ترغیب، تشجیع، تشویق 2 برانگیختن و تحذیر
تحریک : 1 آغال، آنتریک، اغوا، انگیزش، تحریص، تحریض، ترغیب، تشجیع، تشویق، وادار، وسوسه 2 برآغالیدن، برانگیختن، به‌حرکت درآوردن 3 جنباندن، حرکت دادن
ترغیب : 1 انگیزش، تحریض، تحریک، تشجیع، تشویق 2 تحریص 3 راغب ساختن
ترغیب کردن : راغب ساختن، علاقه‌مند کردن تشویق کردن، ایجادرغبت کردن، برانگیختن، راغب کردن، علاقه‌مند ساختن


ترجمه رغیب

تشویق وترغیب کردن: encourage
ترغیب: encouragement
ترغیبی: encouraging
ترغیب کردن: persuade
ترغیب: persuasion


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رغیب

سخن حضرت محمد (ص): اگر زنان نبودند (كه خود را زینت كرده و مردان را به كارهای زشت ترغیب می‌كنند) خداوند آن‌گونه كه شایسته‌ی پرستش او بود، عبادت می‌شد.
سخن حضرت محمد (ص): اگر زنان نبودند (كه خود را زینت كرده و مردان را به كارهای زشت ترغیب می‌كنند) خداوند آن‌گونه كه شایسته‌ی پرستش او بود، عبادت می‌شد.
سخن حضرت محمد (ص): اگر زنان نبودند (كه خود را زینت كرده و مردان را به كارهای زشت ترغیب می‌كنند) خداوند آن‌گونه كه شایسته‌ی پرستش او بود، عبادت می‌شد.
سخن امام علی (ع): سبقت بجویید، ای مردم- خدا شما را رحمت كناد- به آن جایگاه‌های خود كه به آباد كردن آن‌ها مامور شده و ترغیب به ورود و به سوی آن‌ها دعوت شده‌اید.
سخن امام علی (ع): سبقت بجویید، ای مردم- خدا شما را رحمت كناد- به آن جایگاه‌های خود كه به آباد كردن آن‌ها مامور شده و ترغیب به ورود و به سوی آن‌ها دعوت شده‌اید.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رغیبة

رغیبة. [ رَ ب َ ] (ع ص ، اِ) هر امر مرغوب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). چیزی مرغوب . (دهار). || عطای بسیار. ج ، رغائب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و از آن است «لیلةالرغ

معنی رغیدا

رغیدا. [ رَ] (سریانی ، اِ) به لغت سریانی دانه ای است در میان گندم که آن را به شیرازی هر گویند و بعضی گویند عربی است . (برهان ). دانه ای در میان گندم که به شیرازی هر گویند. (ناظم الاطباء). دانه ای است

معنی رغید

رغید. [ رَ ] (ع ص ) عیش رغید؛ زندگانی فراخ و با آسایش . (ناظم الاطباء). || مرد فراخ زیست . (آنندراج ).

معنی رغیوه

رغیوه . [ رَ وِ / وَ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان رغیوه ٔ بخش رامهرمز شهرستان اهواز. آب و هوای آن گرمسیری . سکنه ٔ آن 100 تن است . محصول عمده ٔ آنجاغلات . راه آن در تابستان اتومبیل رو است . ساکنان از طایفه

معنی رغوةالقمر

رغوةالقمر. [ رُغ ْ وَ تُل ْ ق َ م َ ] (ع اِ مرکب ) بزاق القمر است و زبدالقمر نیز گویند و آن حجرالقمر است . (اختیارات بدیعی ). بساق القمر. زبدالقمر. حجرالقمر. بصاق القمر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به حج

معنی رغیف

رغیف . [ رَ ] (ع اِ) نان ستبرکرده . گرده ٔ نان تنک . (از کشاف زمخشری ). نان گرده . ج ، اَرغِفَة و رُغُف و رُغفان و تَراغیف . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). گرده ٔ نان . (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتاب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: