مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رغول


معنی رغول

رغول . [ رَ ] (ع ص ) گوسپندی که شیر دهد گوسپند را. || رم رغول ؛ آنکه غنیمت شمرد هر چیز را و بخورد آن را. (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رغول اینجا را کلیک کنید

هم معنی رغول

پیچه: 1 برقع، حجاب، روبند، نقاب 2 زلف، گیسو، مرغول 3 پیشانی
مرغوله : صفت 1 پیچ‌وتاب(زلف، گیسو) 2 زلف پیچیده 3 مجعد
مجعد : انبوه، پرچین‌وشکن، پیچیده، پرپیچ‌وتاب، جعودت، فردار، مرغول، وزوز


ترجمه رغول

مرغول: curl
مرغوله: curl


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رغول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رغوه

رغوه . [ رِغ ْ وِ ] (ع اِ) کف هر چیز خواه شیر باشد یا جز آن . (ناظم الاطباء).

معنی رغیدا

رغیدا. [ رَ] (سریانی ، اِ) به لغت سریانی دانه ای است در میان گندم که آن را به شیرازی هر گویند و بعضی گویند عربی است . (برهان ). دانه ای در میان گندم که به شیرازی هر گویند. (ناظم الاطباء). دانه ای است

معنی رغیب

رغیب . [ رَ ] (ع ص ) مرد بسیارخوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). پرخوار. اکول . اکال . || شتر بسیارشیر بسیارنفع. ج ،رِغاب . || حریص و آزمند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج

معنی رغوة الحجامین

رغوة الحجامین . [ رُغ ْ وَ تُل ْ ح َج ْ جا ] (ع اِ مرکب ) سفنج . اسفنج . مرشفة. نشگرد گازران . اسفنج البحر. (یادداشت مؤلف ). اسفنج است . (اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به اسفنج شود.

معنی رغوث

رغوث . [ رَ ] (ع ص ) اسب و گوسپند شیردهنده . (مهذب الاسماء). هر ماده ٔ شیردهنده . (از ناظم الاطباء). هر ماده ٔ با شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) بچه ٔ پلنگ . (مهذب الاسماء).

معنی رغیفة

رغیفة. [ رَ ف َ ] (ع اِ) رغیفه . طعام که زائوها را سازند. (از مهذب الاسماء). طعامی از آرد و شیر که زائو را کنند. (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: