مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رغنگ


معنی رغنگ

رغنگ . [ رَ ن َ ] (ص ) کج بین و احول و آنکه یک طرف را می بیند. (ناظم الاطباء). || (اِ)زیرچشمی نگریستن . زیر چشمی . (از شعوری ج 2 ورق 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رغنگ اینجا را کلیک کنید

هم معنی رغنگ


ترجمه رغنگ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رغنگ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رغوةالبحر

رغوةالبحر. [ رُغ ْ وَ تُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب ) اسفنج است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به اسفنج شود.

معنی رغوة

رغوة. [ رَغ ْ وَ] (ع اِ) سنگ بزرگ . || رِغوَة یا رُغوَة.(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به رِغوَة شود.

معنی رغو

رغو. [ رُغ ْوْ ] (ع اِ) رِغو و رَغو. رجوع به رَغْوْ شود.

معنی رغنی

رغنی . [ رَ غ َن ْ نی ] (ع جمله ٔ ناقص ) یا رَغَنَّنی ؛ یعنی لعلی و شاید من . (ناظم الاطباء). رجوع به لعل و لعلی و رغننی شود.

معنی رغوث

رغوث . [ رَ ] (ع ص ) اسب و گوسپند شیردهنده . (مهذب الاسماء). هر ماده ٔ شیردهنده . (از ناظم الاطباء). هر ماده ٔ با شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) بچه ٔ پلنگ . (مهذب الاسماء).

معنی رغم

رغم . [ رُ ] (ع مص ) یا رِغم ، مصدر به معنی رَغم . (ناظم الاطباء). رجوع به رَغم در پنج معنی اول مصدری شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: