مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رعشه افکندن


معنی رعشه افکندن

رعشه افکندن . [ رَ ش َ / ش ِ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رعشه انداختن . لرزه انداختن . (یادداشت مؤلف ) : سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند رعشه چون آب روانش در رگ جان افکند. صائب (از آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رعشه افکندن اینجا را کلیک کنید

هم معنی رعشه افکندن


ترجمه رعشه افکندن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رعشه افکندن


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: