مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رعامی


معنی رعامی

رعامی . [ رُ ما ] (ع اِ) درختی است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || فزونی جگر. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). زیادت کبد. (یادداشت مؤلف ) (از اقرب الموارد).

معنی رعامی- ترجمه رعامی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رعامی اینجا را کلیک کنید

هم معنی رعامی


ترجمه رعامی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رعامی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رعان

رعان . [ رِ ] (اِخ ) نام جایگاهی است در بین صفرا و ینبع و در آنجا چشمه و نخل است . (از معجم البلدان ).

معنی رعایت

رعایت . [ رِ ی َ ] (ع اِمص ) رعایة. نگاهداشت . نگاهداری . نگاه داشتن حق کسی را. (فرهنگ فارسی معین ). نگاهداشت حق . حفظ. نگاهداری . نگهداری . نگهداشت . (ازیادداشت مؤلف ) : حقوق هواخواهی و اخلاص دولت ب

معنی رعایت یافتن

رعایت یافتن . [ رِ ی َ ت َ ] (مص مرکب ) رعایت شدن . مراعات گردیدن . ملاحظه شدن . (یادداشت مؤلف ) : هر گاه که این دو طرف به واجبی رعایت یافت کمال کامکاری حاصل آید. (کلیله ودمنه ). اگر این مصلحت بر این

معنی رعام

رعام . [ رُ ] (ع اِ) آبی که از بینی اسب یا گوسپند رود به علتی یا عام است از هر دو. ج ِ اَرعِمَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی رعایت ساز

رعایت ساز. [ رِ ی َ ] (نف مرکب ) رعایت سازنده . رعایت کننده . پاس دارنده . که مراعات کند. که نگهداری کند : گشت با فتح از آن ولایت باز با رعیت شده رعایت ساز. نظامی .

معنی رعامی

رعامی . [ رُ ] (اِخ ) عامربن محمدبن حسن رعامی . او راست : الروض الحسن فی اخبار مولانا صاحب السعادة حسن ، فی ایام ولایته باقلیم الیمن (تألیف بین سال 988 و 992 هَ . ق .) چ لیدن 1838 م . (از معجم المطبو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: