مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رعاع


معنی رعاع

رعاع . [رَ ] (ع ص ، اِ) مردم پست و فرومایه و غوغا. یکی آن رَعَاعة است و گفته اند از لفظ خود واحد ندارد. (از اقرب الموارد). مردم ناکس و سفله که علو همت در او نبود. (ازبحر الجواهر). مردم نودیده ٔ فرومایه ٔ ناکس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بددل و سفله . (مهذب الاسماء).مردم پست . فرومایگان . (فرهنگ فارسی معین ). یکی رَعَاعه . غوغا. سقاط. اخلاط مردم . مردم ناکس و فرومایه . رذل . دنی . (یادداشت مؤلف ) : همج رعاع ؛ مردم ناکس و فرومایه و بی اراده . غوغا. (یادداشت مؤلف ). ابوالقسم بدین سخن التفات ننمود و به غلبه ٔ رعاع و کثرت اتباع مغرور گشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 161).

معنی رعاع- ترجمه رعاع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رعاع اینجا را کلیک کنید

هم معنی رعاع


ترجمه رعاع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رعاع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رعاک ا

رعاک ا. [ رَ کَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ دعایی ) در مقام دعا گویند به معنی : خدا نگاهدارد ترا. (یادداشت مؤلف ).

معنی رعامة

رعامة. [ رُ م َ ] (ع اِ) درختی است .(از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی رعاف

رعاف . [ رُ ] (ع اِ) خون بینی . (منتهی الارب ) (از کشاف زمخشری ) (از دهار) (فرهنگ اوبهی ). خونی که از دماغ به راه بینی برآید. (آنندراج به نقل از بحرالجواهر و منتخب اللغات ) (غیاث اللغات ). خونی که از

معنی رعاث

رعاث . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَعثَة و رَعَثَة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ رعثة. (دهار). شارحان نصاب نوشته اند که به معنی گوشواره است . (غیاث اللغات ). ج ِ رعثة. گوشواره ها. (یادداشت مؤلف ). ||

معنی رعامی

رعامی . [ رُ ] (اِخ ) عامربن محمدبن حسن رعامی . او راست : الروض الحسن فی اخبار مولانا صاحب السعادة حسن ، فی ایام ولایته باقلیم الیمن (تألیف بین سال 988 و 992 هَ . ق .) چ لیدن 1838 م . (از معجم المطبو

معنی رعال

رعال . [ رُ ] (ع اِ) آب بینی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: