مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رضاقلی


معنی رضاقلی

رضاقلی . [ رِ ق ُ ] (اِخ ) یا رضاقلیخان سرابی ، معروف به تاریخ نویس . نایب وزارت خارجه و برادر حاجی ملا کریم مؤلف برهان جامع است . (دانشمندان آذربایجان ص 159).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رضاقلی اینجا را کلیک کنید

هم معنی رضاقلی


ترجمه رضاقلی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رضاقلی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رضام

رضام . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَضْم . (ناظم الاطباء). سنگهای بزرگ که در عمارت بر هم نهند. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). به معنی رضم که سنگهای بزرگ باشد که در عمارت بر هم نهند. (منتهی الارب ). و رجوع به رَض

معنی رضاعة

رضاعة. [ رِ ع َ ] (ع اِمص ) اسم است از اِرضاع به معنی شیر دادن . (از اقرب الموارد).

معنی رضام

رضام .[ رُ ] (ع اِ) گیاهی . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || اندک از هر چیز، و منه : رضام من نبت ؛ اندکی از گیاه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

معنی رضامحله

رضامحله . [ رِ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار. سکنه 160 تن . آب از چشمه ٔ کیله . محصول آنجا برنج و مرکبات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی رضاعی

رضاعی . [ رِ ] (ص نسبی ) منسوب به رضاع یعنی همشیر. (ناظم الاطباء). - برادر و خواهر رضاعی ؛ برادر و خواهر همشیر که از یک زن شیر خورده باشند و کوکه نیز گویند. (ناظم الاطباء). خواهر و برادر همشیر. خواهر

معنی رضاگاهی

رضاگاهی . [ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جزیره ٔ صلبوخ بخش مرکزی شهرستان آبادان . سکنه 1270 تن . آب آن از شطالعرب . محصول آنجا خرما. قراء کوچک بقلانیه ، نهر عضعور، مضروبه ، بحریه ، علوانیه ، جزء این آباد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: