مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رصافة


معنی رصافة

رصافة.[ رُ ف َ ] (اِخ ) یا عین الرصافة یا رصافة الحجاز. موضعی است به حجاز. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).

معنی رصافة- ترجمه رصافة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رصافة اینجا را کلیک کنید

هم معنی رصافة


ترجمه رصافة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رصافة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رصانة

رصانة. [ رَ ن َ ] (ع مص ) رصانت . محکم و استوار گردیدن : رصن رصانةً. (از تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استواری و محکمی . (از آنندراج ). محکم بودن و استوار گردیدن . (از فرهنگ فا

معنی رصح

رصح . [ رُ ] (ع ص ) ج ِ اَرْصَح و رَصْحاء. (ناظم الاطباء). رجوع به ارصح و رصحاء شود.

معنی رصافة

رصافة. [ رُ ف َ ] (اِخ ) دهی است به نیشابور. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).

معنی رصافة

رصافة. [ رُ ف َ ] (اِخ ) نام مسجدی است در رصافه ٔ بغداد که آنرا مهدی خلیفه ٔ عباسی بنا کرد. رجوع به تاریخ گزیده ص 300 و عقدالفرید ج 5 ص 395 و مجمل التواریخ و القصص ص 332 و الاوراق ص 71، 77، 192، 226 و

معنی رصافی

رصافی . [ رُفی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به رصافة که نام چند شهر و موضع است . رجوع به رصافة اندلس و واسط و... شود.

معنی رصافی

رصافی .[ رُ فی ی ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن عبدالملک بن ضیفون رصافی ، منسوب به رصافه ٔ اندلس ، که از ابوسعید اعرابی روایت کرد و ابوعمربن عبدالبر اندلسی از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter