مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رشوات


معنی رشوات

رشوات . [ رِ ش َ] (ع اِ) رِشْوات . ج ِ رِشْوَة. (ناظم الاطباء). و رجوع به رِشْوات . و رَشْوة و رِشْوَة و رُشْوَة شود.

معنی رشوات- ترجمه رشوات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رشوات اینجا را کلیک کنید

هم معنی رشوات


ترجمه رشوات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رشوات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رشوت خوردن

رشوت خوردن . [ رِش ْ / رُش ْ وَخوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) رشوه خوردن . رشوت گرفتن . پاره گرفتن . اخذ پول یا مالی برای حق نمودن باطل یا ناحق نمودن حقی . (از یادداشت مؤلف ) : ازبهر قضا خواستن و خورد

معنی رشنیق

رشنیق . [ رَ ] (اِ) عامی . غیرسید(مخصوصاً طالب علم غیرسید)« : باید ببینندکه این نعمت در این دیار و بلاد مشترک است از میان مسلمانان و مشرکان و جهودان و مؤمنان و موحدان و ملحدان و علویان و رشنیقان و تا

معنی رشنو

رشنو. [ رَ ] (اِخ ) نام اوستایی رش یا رشن ، فرشته ٔ دادگستری است . رجوع به فرهنگ ایران باستان ذیل ص 303 و رش و رشن در همین لغت نامه و ایران در زمان ساسانیان ص 46 و 48 شود.

معنی رشنواد

رشنواد. [ رَ ن َ] (اِخ ) نام یکی از نوکران همای دختر بهمن بود. (برهان ) (از ناظم الاطباء). نام سپهسالار همای چهرآزاد و مادر بهمن است . (آنندراج )(انجمن آرا). نام یکی از سپهبدان همای بن بهمن است . آو

معنی رشنی

رشنی . [ رَ] (اِ) خاکروبه . (ناظم الاطباء). و رجوع به رشتی شود. || خاکروبه کش و رشتی . (ناظم الاطباء). خاک روب و خاکروبه کش را گویند. (آنندراج ) (از برهان ): مرا ز گهبد تو رشنی است یمنی و یساری (؟)

معنی رشو

رشو. [ رَش ْوْ ] (ع مص ) پاره و رشوه دادن کسی را. (ناظم الاطباء). پاره دادن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رشوت دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر اللغه ٔ زوزنی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: