مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رشاق


معنی رشاق

رشاق . [ رِ ] (ع ص ) ج ِ رَشیق . (ناظم الاطباء). رجوع به رَشیق شود. || ج ِ رَشقَیة. (ناظم الاطباء). رجوع به رشیقة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رشاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی رشاق


ترجمه رشاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رشاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رشایح

رشایح . [ رَ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ رَشْحة، و این جمع شاذ است .(غیاث اللغات ) (آنندراج ). در متون دیگر دیده نشد.

معنی رشت آباد

رشت آباد. [ رَ ](اِخ ) دهی از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان خلخال . سکنه ٔ آن 105 تن . آب آن از چهار رشته چشمه . محصول آنجا غلات و حبوب و سردرختی . صنایع دستی زنان جاجیم و گلیم بافی . (از فرهنگ

معنی رشاقة

رشاقة. [ رِ ق َ ] (ع اِ) اسمی است از رشیق . (از اقرب الموارد). رجوع به رشیق شود.

معنی رشبوگر

رشبوگر. [ رَ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت پایین بخش مرکزی شهرستان کرمان . سکنه ٔ آن 260 تن . آب آن از دو رشته قنات . محصولات آنجا غلات و حبوب و صیفی و لبنیات . راه اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیای

معنی رشادی

رشادی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به رشاد که نسبت اجدادی است . (از لباب الانساب ).

معنی رشاش

رشاش . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَش ّ.(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به رَش ّ شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: