مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رزن


معنی رزن

رزن . [ رَ ] (ع مص ) بدست برداشتن چیزی تا گرانی و سبکی وی معلوم گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اقامت کردن در جایی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برگراییدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از مصادر اللغه ٔ زوزنی ). برانگیزانیدن . (دهار).

معنی رزن- ترجمه رزن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رزن اینجا را کلیک کنید

هم معنی رزن

آقازاده: پسر، پدر، فرزند و بنده‌زاده
آمرزگار: آمرزشکار، آمرزنده، بخشاینده، غفار، غفور
زنده‌دل: خرم، خوشحال، خوشدل، سرزنده، شاد و دلمرده
ساززن : چنگی، خنیاگر، مطرب، نوازنده، تارزن
سبط : 1 نوه، نواده، فرزندزاده، دخترزاده و جد، نیا 2 قبیله، عشیره


ترجمه رزن

سرزنش کردنی: reprehensible
سزاوار سرزنش: reprehensible
سرزنش کردن: reproach
پرسرزنش: reproachful
برزنت: tarpaulin


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رزن

سخن نیچه: مرد و زن در باب یكدیگر اشتباه می كنند و در نتیجه به خویشتن احترام می گذارند و عشق می ورزند (یا درست تر آن است كه بگوییم به آرمان خویش عشق می ورزند). از این رو، مرد به دنبال زنی آرام است، اما زن درست بسان گربه ای كه خوب حفظ ظاهر آرام را تمرین كرده است، بس ناآرام است.
سخن جبران خلیل جبران: فرزندانتان، فرزندان شما نیستند. آنها فرزندان زندگی‌اند كه آرزومند خویشتن خویش‌اند.
سخن افلاطون: عشق ما نسبت به فرزندانمان از بزرگترین آرزوی روح برای فناپذیر شدن سرچشمه می‌گیرد.
سخن اشو: مردم به این دلیل عشق می ورزند كه غمگین اند؛ به این دلیل در جست و جوی دیگری اند كه تنها هستند و عشق فقط زمانی امكان پذیر است كه تو تنها نباشی، بلكه در یگانگی باشی؛ با خودت قهر نباشی، بلكه با خودت در شیفتگی و سرمستی باشی.
سخن حضرت محمد (ص): سه چیز است كه در هر كس باشد، ایمانش كامل است: مردی كه در راه خدا از سرزنش ملامت كننده ترسی ندارد و در چیزی از عملش، ریا نمی‌كند و زمانی كه دو كار بر او پیش آمد كه یكی برای دنیا و دیگری برای آخرت باشد، كار مربوط به آخرت را بر دنیا اختیار می‌كند.

رنگ دیگر شد و لیکن جان پاک *** فارغ از رنگ است و از ارکان و خاک‏
تن شناسان زود ما را گم کنند *** آب نوشان ترک مشک و خم کنند
جان شناسان از عددها فارغند *** غرقه‏ى دریاى بى‏چونند و چند
جان شو و از راه جان جان را شناس *** یار بینش شو نه فرزند قیاس‏
چون ملک با عقل یک سر رشته‏اند *** بهر حکمت را دو صورت گشته‏اند
آن ملک چون مرغ بال و پر گرفت *** وین خرد بگذاشت پر و فر گرفت‏
لاجرم هر دو مناصر آمدند *** هر دو خوش رو پشت همدیگر شدند
هم ملک هم عقل حق را واجدى *** هر دو آدم را معین و ساجدى‏
نفس و شیطان بوده ز اول واحدى *** بوده آدم را عدو و حاسدى‏
آن که آدم را بدن دید او رمید *** و انکه نور موتمن دید او خمید


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رزنین

رزنین . [ رَ ] (اِ) به معنی رزفین . (از شعوری ج 2 ص 19).آنچه بدان در را بندند. (ناظم الاطباء) : سخن زن را مؤثر چون نباشد شود شوهر چو رزنین بر در خود. ؟ (از شعوری ج 2 ص 19). و رجوع به رزفین و زرفین

معنی رزمی

رزمی . [ رَ ] (اِخ ) شاعر صاحب دیوان . نام او گرگین بیگ پسر سیاوش سلطان است . شرح حال وی در تذکره ٔ نصرآبادی (ج 2 ص 43) آمده است . نسخه ٔ دیوان وی در بنگاله بدست می آید. (از الذریعة ج 9 بخش 2). رجوع ب

معنی رزنوئیه

رزنوئیه . [ رَ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت . ساکنان از طایفه ٔ سلیمانی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی رزنة

رزنة. [رِ ن َ ] (ع اِ) جای گرد آمدن آب . ج ، رِزان . (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی رزنگ

رزنگ . [ رَ زَ ] (اِخ ) نام قدیم سیستان . رجوع به ایران باستان ج 1 ص 157 و 375 و سیستان شود.

معنی رزمهر

رزمهر. [ رَ م ِ ] (اِخ ) یا زرمهر. بموجب لغت ولف نام پسر سوخره سردار جنگی است (ولی صحیح آن زرمهر است ). (فرهنگ لغات شاهنامه ). و رجوع به زرمهر شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: