مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رزنوئیه


معنی رزنوئیه

رزنوئیه . [ رَ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت . ساکنان از طایفه ٔ سلیمانی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی رزنوئیه- ترجمه رزنوئیه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رزنوئیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی رزنوئیه


ترجمه رزنوئیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رزنوئیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رزه

رزه . [ رَ زَ / زِ ] (اِ) طناب که آنرا رجه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). رژه . (آنندراج ) (از شعوری ج 2 ص 15). رجه و شریطه و طنابی از لیف خرما و جز آن که دو سر آن را به جایی بند کنند و جامه و لنگی و م

معنی رزوان

رزوان . [ رَزْ ] (ص مرکب ، اِ مرکب )باغبان و رزبان . (ناظم الاطباء). ناطور. (یادداشت مؤلف ). || (اِخ ) کره ٔ ستاره ٔ زهره . (ناظم الاطباء). نام جرم فلک زهره . (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی رزنبرگ

رزنبرگ . [ رُ زِم ْ ب ِ ] (اِخ ) خاورشناس نامی آلمان که زراتشت نامه را از روی پنج نسخه ٔ خطی به سال 1904 م . در پطرزبرگ با مقدمه و یادداشتهای فاضلانه ای به فرانسه ترجمه کرده است . رجوع به فهرست مزدی

معنی رزوه

رزوه . [ رُزْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چادگان بخش داران شهرستان فریدن . سکنه ٔ آن 2799 تن . آب آنجا از قنات و چشمه . محصول عمده ٔ آن غلات و حبوب و سیب زمینی . صنایع دستی زنان کرباس و قالی بافی است .

معنی رزن

رزن . [ رَ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان تترستان بخش نور شهرستان آمل . سکنه ٔ آن 160 تن . محصولات عمده ٔ آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی رزنزوایگ شوانو

رزنزوایگ شوانو. [ رُ زِن ْزْ شْوا ن َ ] (اِخ ) خاورشناس نامی آلمان که دیوان حافظ را به زبان آلمانی ترجمه بنظم کرده است . رجوع به تاریخ ادبی ایران (از سعدی تا جامی ) تألیف ادوارد براون ص 326 و 327 ش

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: