مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رثایة


معنی رثایة

رثایة. [ رَث ْ ثا ی َ ] (ع ص ) رثائة. علی الاصل بمعنی رَثّائة. (منتهی الارب ). رجوع به رَثّائة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رثایة اینجا را کلیک کنید

هم معنی رثایة


ترجمه رثایة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رثایة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رثایة

رثایة. [ رِ ی َ ] (ع مص ) مصدر بمعانی رثی . (منتهی الارب ). گریه کردن بر مرده و شمردن محاسن وی . (از اقرب الموارد). گریستن برای میت و ستایش نمودن آن . (آنندراج ). رثاء. (ناظم الاطباء). رجوع به رثاء شو

معنی رثام

رثام . [رِ ] (ع اِ) ج ِ رَثَمة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ج ِ رَثَمة، بمعنی باران نرم و ریز. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || ج ِ رَثْمة. (منتهی الارب ). ج ِ رَثْمة، بمعنی باران نرم و ریزه . (آنن

معنی رثم

رثم . [ رَ ] (ع مص ) شکستن بینی کسی را و خون آلود کردن آن . || طلا کردن زن بوی خوش بر بینی و آلودن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی رثعون

رثعون . [ رَ ث ِ ] (ع ص ) ج ِ رَثِع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به رَثِع شود.

معنی رثان

رثان . [ رَ ] (ع اِ) باران پیاپی که مابین آن اندک سکون باشد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی رثد

رثد. [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رِثْدة. (منتهی الارب ). || جماعت مردم که اقامت ورزند و کوچ نکنند. (از اقرب الموارد). جماعت مردم که مقیم باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به رِثْدة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: