مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رامة


معنی رامة

رامة. [ م َ ] (ع اِ) مهره ٔ افسون برای محبت . (منتهی الارب ). || گودالی که در آن آب جمع شود. (از اقرب الموارد).

معنی رامة- ترجمه رامة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رامة اینجا را کلیک کنید

هم معنی رامة

تابان : صفت 1 براق، تابنده، تابناک، درخشنده، درخشان، رخشان، رخشنده، روشن، فروزان، لامع، متجلی، مشعشع، مضی‌ء، منیر و بی‌نور، تاریک، مستنیر 2 تاوان، خسارت، غرامت، مغرم
تاوان : 1 بدل، جبران، جریمه، خسارت، عوضی، غرامت، کفاره، مغرم 2 عوض، مابه‌ازا، جریمه
تاوان دادن : 1 جریمه‌دادن، جبران کردن، غرامت دادن، مابه‌ازا پس‌دادن 2 کفاره پس دادن و تاوان گرفتن
تلافی : 1 انتقام، تقاص، جبران، جزا، خون‌خواهی، سزا 2 تاوان، غرامت و عفو، جبران کردن
خسارت : 1 آسیب، اضرار 2 تاوان، جریمه، غرامت، زیان‌کاری، زیانمندی، خسران، زیان، ضرر، غبن، غرامتی، لطمه و نفع


ترجمه رامة

جبران غرامت: reparation
غرامت: reparation
غرامت: repayment
غرامت: restitution
پرداخت غرامت: indemnification


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رامة

سخن امام علی (ع): از دروغ اجتناب كنید، زیرا دروغ، بیگانه و دور از ایمان است. انسان راستگو بر كناره‌ی نجات و كرامت قرار گرفته، و دروغگو در پرتگاهی از سقوط و پستی است.
سخن حضرت محمد (ص): كسی كه به فریاد برادر مؤمن خود برسد كه او را از ورطه‌ای یا غمی یا اندوهی بیرون آورد حق تعالی برای او ده حسنه بنویسد و ده درجه از برای او بلند كند و ثواب ده بنده آزاد كردن به او كرامت فرماید و عذاب را از او بردارد و ده شفاعت از برای او در قیامت مهیا كند.
سخن گوته: هر قدر علل و موجبات اندوه آدمی كمتر باشد، نیك بخت تر است و هر چه میزان خواسته ها و تمایلات كمتر باشد، زندگی او آرامتر و به نیكبختی نزدیكتر خواهد بود.
سخن جفری اوبری: همیشه این اندیشه مرا به خود سرگرم كرده است كه اگر دنیا كامل و بدون بدی و كاستی بود و ما ناگزیر از پرسش و خواهش نبودیم و اگر همه ی مردم در مورد برآوردن نیازهای ما حساس بودند، دنیا جای آرامتر و بهتری می شد؟
سخن نیچه: آرامترین كلماتند كه طوفانی را با خود به همراه می آورند. افكاری كه با پای كبوتران پیش می آیند، جهان را تسخیر می كنند.

دوزخ اوصاف او عشق است و او *** سوخت مر اوصاف خود را مو به مو
هر طروقى این فروقى کى شناخت *** جز دقوقى تا در این دولت بتاخت‏
قصه‏ى دقوقى و کراماتش‏ ***
آن دقوقى داشت خوش دیباجه‏اى *** عاشق و صاحب کرامت خواجه‏اى‏
بر زمین مى‏شد چو مه بر آسمان *** شب روان را گشته زو روشن روان‏
در مقامى مسکنى کم ساختى *** کم دو روز اندر دهى انداختى‏
گفت در یک خانه گر باشم دو روز *** عشق آن مسکن کند در من فروز
غرة المسکن أحاذره أنا *** انقلی یا نفس سافر للغنا
لا أعود خلق قلبی بالمکان *** کی یکون خالصا فی الامتحان‏
روز اندر سیر بد شب در نماز *** چشم اندر شاه باز او همچو باز


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رامپور

رامپور. (اِخ ) قصبه ای است در ایالت میرات واقع در شهرستان سهرانپور هندوستان و 25هزارگزی مرکز شهرستان ، در اطراف این قصبه باغهای باصفا و گردشگاههای زیبا و دل انگیز وجود دارد. (از قاموس اعلام ترکی ج 3

معنی رامپور

رامپور. (اِخ ) نام شهری است در سرزمین «روخیلخند» هندوستان و 64هزارگزی شمال باختری «باریکی ». این شهر دارای دانشگاه بزرگ و کتابخانه ٔ معظم و کارخانه های ابریشم بافی و تجارت وسیعو مهم است . مساحت آن د

معنی رامپوری

رامپوری . (اِخ ) محمد معروف به نجم الغنی از فضلای نامی هند بود و کتاب معروف «نهج الادب » در دستور زبان فارسی بپارسی ، نوشته ٔ اوست . (تاریخ تألیف و چاپ اول کتاب 1919 م . است ). و رجوع به سبک شناسی ج

معنی رامپور

رامپور. (اِخ ) نام قصبه ای است در ناحیه ٔ شمالی سرزمین نپال هندوستان . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).

معنی رامتایم صیوفیم

رامتایم صیوفیم . (اِخ ) رامه . نام دهکده ای است . رجوع به رامه در همین لغت نامه و قاموس کتاب مقدس و کتاب اول سموئیل ص 1 شود.

معنی رامپور

رامپور. (اِخ ) قصبه ای است در ایالت اوکرای هندوستان و در گذشته یکی از راجه های معروف هند در آن سکونت داشته است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: