مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی راعوث


معنی راعوث

راعوث . (اِخ ) رجوع به راعوت و روت شود.

معنی راعوث- ترجمه راعوث برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد راعوث اینجا را کلیک کنید

هم معنی راعوث


ترجمه راعوث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه راعوث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی راعوفة

راعوفة. [ ف َ ] (ع اِ) راعوثة. سنگی که در تک چاه گذارند وقت کندن تا بر آن نشسته گل و لای آن را پاک سازند. (از تاج العروس ). (از اقرب الموارد). و فی الحدیث انه (ص ) حین سحرجعل سحره فی جف طلعة و دفن تحت

معنی راعی

راعی . (اِخ ) نام شاعری . (منتهی الارب ). نام شاعری نصرانی بود. (از اقرب الموارد). نام شاعری عرب ، دیوان او را ابوسعید سکری و ابوعمر و شیبانی واصمعی گرد کرده اند. (از الفهرست ابن الندیم ). ابوجندل هوا

معنی راعن

راعن . [ ع ِ ] (ع ص ) فاسد و زشت . || احمق و نادان . (تفسیر ابوالفتوح رازی ). رجوع به راعنا و راعناگوی شود.

معنی راعیة

راعیة.[ ی َ ] (اِخ ) صنفی از یهود منسوب به مردی راعی نام . (مفاتیح العلوم ). فرقه ای از یهود، این گروه منسوبند بیکی از آن گروه که از میان ایشان بیرون آمد و دعوی های عظیم کرد. (بیان الادیان ). و رجوع ب

معنی راعوف

راعوف . (ع اِ) راعوف البئر؛ سنگی که بر سر چاه گذارند تا آب بردارنده روی آن بایستد. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی راعص

راعص . [ ع ِ ] (ع ص ) برق راعص ؛ برقی که لمعان و درخشندگی آن دارای تموج و حرکت است . (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: