مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی راذ هرمز


معنی راذ هرمز

راذ هرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام یکی از قضات عهد ساسانی . (ایران در زمان ساسانیان ص 76).

معنی راذ هرمز- ترجمه راذ هرمز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد راذ هرمز اینجا را کلیک کنید

هم معنی راذ هرمز


ترجمه راذ هرمز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه راذ هرمز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رار

رار. (اِخ ) یکی از چهار ناحیه ٔ چهارمحال اصفهان که حدود آن بشرح زیر است : جنوبی به شیراز شمالی ، به فریدن ، شرقی به اصفهان ، غربی به میزدج . (از مرآت البلدان ج 4 ص 51). و رجوع به اصفهان و چارمحال شود.

معنی رادیوم

رادیوم . [ ی ُ ] (فرانسوی ، اِ) ماده ای است فلزی که در سال 1898 م . بتوسط پیر کوری و زنش مادام کوری و ژبمون کشف شد، مادام کوری در ضمن تجسس خاصیت رادیوآکتیویته در سنگهای معدنی اورانیوم متوجه شد که بع

معنی راذان

راذان . (اِخ ) نام دو شهر است در حومه ٔ بغداد (سواد عراق ) بنام های راذان اسفل و راذان اعلی و دارای دههای بسیار و گروهی از متأخران بدانجا منسوبند، عبیداﷲبن الحر گفته است : اقول لاصحابی باکناف جازر و

معنی راذانات

راذانات . (معرب ، اِ) رساتیق . (از اقرب الموارد). روستاها . (منتهی الارب ). معرب است . (تاج العروس ).

معنی راذانی

راذانی . (اِخ ) ابوسعید الولیدبن کثیربن سنان المدنی الراذانی ساکن کوفه مدنی الاصل وی از ربیعةبن ابی عبدالرحمن روایت کرده است و نیز زکریأبن عدی از او روایت دارد. (از معجم البلدان ) (لباب الانساب ج 1 ص

معنی راذان اعلی

راذان اعلی . [ن ِ اَ لا ] (اِخ ) رجوع به راذان در سواد عراق شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: