مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رادی ناکه


معنی رادی ناکه

رادی ناکه . [ ک ِ ] (اِ) نام روغنی بدبو با بوئی زننده ... که بعهد داریوش کبیر از محلی بنام آژدریک کا نزدیک شوش از چاه استخراج میکردند و ظاهراً همان نفت بوده است . (تاریخ ایران باستان ج 1 ص 682).

معنی رادی ناکه- ترجمه رادی ناکه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رادی ناکه اینجا را کلیک کنید

هم معنی رادی ناکه


ترجمه رادی ناکه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رادی ناکه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رادیوآکتیویته

رادیوآکتیویته . [ ی ُ تی ت ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) اجسام رادیوآکتیو. در سال 1897 م . بکرل دانشمند فرانسوی ملاحظه نمود که چون املاحی از اورانیوم را در جعبه ٔ فلزی قرار دهیم با وجود آنکه با خارج ار

معنی رادوف

رادوف . (اِخ ) نام مردی از ابی عباد. (منتهی الارب ).

معنی رادیوگراف

رادیوگراف . [ ی ُ گ ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) تصویری که از تابیدن اشعه ٔ نافذ «اشعه ٔ مجهول » بدرون اجسام و اعضای کدر بر روی صفحه ٔ حساس پیدا میشود.

معنی رادومیسل

رادومیسل . [ دُ] (اِخ ) یکی از شهرهای اوکرائین روسیه است که در نزدیکی کیف واقع شده و دارای 12445 نفر جمعیت است .

معنی رادیان

رادیان . (اِخ ) نام قومی است . (آنندراج ).

معنی رادی

رادی . (حامص ) جوانمردی . بخشندگی . سخاوت . (غیاث اللغات ) (تاج المصادر بیهقی ) : شاهی که بروز رزم ازرادی زرین نهد او به تیر در پیکان تا کشته ٔ او از آن کفن سازد تا خسته ٔ او از آن کند درمان . رود

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: