مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی رادیوگرافی


معنی رادیوگرافی

رادیوگرافی . [ ی ُ گ ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) عمل عکس برداری با اشعه ٔ مجهول .

معنی رادیوگرافی- ترجمه رادیوگرافی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد رادیوگرافی اینجا را کلیک کنید

هم معنی رادیوگرافی


ترجمه رادیوگرافی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه رادیوگرافی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی رادیوآکتیویته

رادیوآکتیویته . [ ی ُ تی ت ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) موضوع (رادیواکتیویته ) یا رادیواکتیوی یا عمل صادر شدن ذرات بسیار خرد، از نظر مصنوعی در موقع شکستن بعضی از اتمهاست . و از نظر طبیعی ، انتشار خودبخو

معنی راذانی

راذانی . (ص نسبی ) منسوب به راذان .

معنی رادیسل

رادیسل . [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) در اصطلاح گیاه شناسی ریشه ٔ فرعی گیاه . به این توضیح که از ریشه ٔ اصلی پس از مدتی ریشه های دیگری بنام ریشه ٔ فرعی یا رادیسل خارج میگردد که خود آنها نیز بنوبه خود منشع

معنی راذان

راذان . (اِخ ) نام دو شهر است در حومه ٔ بغداد (سواد عراق ) بنام های راذان اسفل و راذان اعلی و دارای دههای بسیار و گروهی از متأخران بدانجا منسوبند، عبیداﷲبن الحر گفته است : اقول لاصحابی باکناف جازر و

معنی راذان

راذان . (اِخ ) دهی است نزدیک مدینة، و در حدیث عبداﷲبن مسعود آمده است و مرةبن عبداﷲ النهدی درباره آن گفته است : ایا بیت لیلی ان لیلی مریضة براذان لاخال لدیها و لا عمم و یا بیت لیلی لو شهدتک اعولت علی

معنی راذان اسفل

راذان اسفل . [ ن ِ اَ ف َ ] (اِخ ) رجوع به راذان در سواد عراق شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: