مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پی چیزی بودن


معنی پی چیزی بودن

پی چیزی بودن . [ پ َ / پ ِ ی ِ چی دَ ] (مص مرکب ) در طلب آن بودن . درصدد تهیه ٔ آن بودن .

معنی پی چیزی بودن- ترجمه پی چیزی بودن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پی چیزی بودن اینجا را کلیک کنید

هم معنی پی چیزی بودن


ترجمه پی چیزی بودن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پی چیزی بودن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پی دوازدهم

پی دوازدهم .[ ی ِ دَ دَ هَُ ] (اِخ ) (پاسلی ) پاپ مسیحی وی از 1939 م . بمسند پاپی نشست .

معنی پی چهارم

پی چهارم . [ ی ِ ج َ رُ ](اِخ ) پاپ مسیحی از 1559 تا 1565 م .

معنی پی داشتن

پی داشتن . [ پ َ / پ ِ ت َ ] (مص مرکب ) قوت و چسبندگی داشتن . کشش داشتن . صاحب ریع بودن . || دنباله داشتن . || دارای عصب بودن . - پی کسی داشتن ؛ متابع او بودن . هوای او داشتن . براستای وی رفتن . بدنب

معنی پی بردن

پی بردن . [ پ َ / پ ِ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) واقف گشتن . آگاه شدن . اطلاع یافتن . آگاهی یافتن . اطلاع حاصل کردن . دریافتن . دانستن . یافتن . راه بردن . سراغ چیزی یافتن . بحقیقت چیزی رسیدن . (آنندراج ). ن

معنی پی برداشتن

پی برداشتن . [ پ َ / پ ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) دنبال کردن . تعقیب کردن : گر به ما همسفری ، سلسله از ما بردار پشت پازن دو جهان را و پی ما بردار. صائب . || دنبال کردن کسی برای یافتن وی . ایز او را بر

معنی پی پا

پی پا. [ پ َ / پ ِ ی ِ ] (اِ مرکب ) عرقوب . پی پاشنه . رجوع به پی (بمعنی عصب ) شود: عقبة؛ پی که از آن زه سازند. (منتهی الارب ). - پی پاخشک ؛ آنکه دیر از کاری بازآید.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter