مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پیداد


معنی پیداد

پیداد. (اِخ ) نام قصبه ای است در جمهوری میشیگان از جماهیر متفقه ٔ مکزیک ، در 125هزارگزی شمال غربی مولیا در ساحل چپ نهرلرما منصب به بحیره ٔ شاپاله . (قاموس الاعلام ترکی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پیداد اینجا را کلیک کنید

هم معنی پیداد


ترجمه پیداد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پیداد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پیداد

پیداد. [ پ َ / پ ِ] (ص ) پیدا. ظاهر. (برهان ) (جهانگیری ) : من یقینم که درین پنجه سال ایچ کسی درخور نامه ٔ او نامه بکس نفرستاد بر بساط ملک شرق ازو فاضل تر کس بننشست و کسی کرد نتاند پیداد. فرخی .

معنی پیداور

پیداور.[ پ َ / پ ِ وَ ] (ص مرکب ) موجود و مهیا : مردم چشم کواکب ریخت از باران اشک بحر گفتا آدم آبی ز من پیداورست . ملاطغرا (ازآنندراج ). موی خود را بیجهت سنبل پریشان میکند نی کسی مشاطه اش نی شانه

معنی پیدا گردانیدن

پیدا گردانیدن . [ پ َ / پ ِ گ َ دَ ] (مص مرکب ) بوجود آوردن . ظاهر ساختن : حق تعالی بفضل خوددرخت کدو را پیدا گردانید همان ساعت درخت کدو برآمد. (قصص الانبیاء ص 136). || معلوم کردن : سوگند خورد که طعام

معنی پیر

پیر. (اِخ ) دهی از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر واقع در21 هزارگزی شمال خاوری سرباز و 10 هزارگزی شمال راه مالرو سرباز به زابلی . کوهستانی ، گرمسیر و مالاریائی . دارای 200 تن سکنه . آب آن از چشمه محصول آن

معنی پیدرو

پیدرو. [ رُ ] (اِخ ) نام خلیفه ٔ دوم عیسی علیه السلام : نزدیک کمینه عالم تو انتونی و پیدروست ملزم . حاذق گیلانی (از آنندراج ).

معنی پیدنا

پیدنا. (اِخ ) پیدن . شهری از مقدونیه بر ساحل خلیج ترمائیک ، و در آنجا پرسه بسال 168 ق .م . مغلوب پل امیل شد. رجوع به پیدن و رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1196 و ج 3 ص 2023 و 2024 و 2163 شود. صاحب قاموس

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<