مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پفشریدن


معنی پفشریدن

پفشریدن . [ ] (مص ) در لغت نامه ٔ شعوری این صورت آمده است و بدان معنی برافشاندن داده است . لکن ظاهراً مصحف بفتردن باشد بمعنی ازهم دریدن .

معنی پفشریدن- ترجمه پفشریدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پفشریدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی پفشریدن


ترجمه پفشریدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پفشریدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پک

پک . [ پ َ ] (اِ) غوک . وزغ . چغز. قرباغه .بزغ . مکل . (اوبهی ). قاس . غنجموش . ضفدع : ای همچو یک پلید و چنو دیده ها برون مانند آن کسی که مر او را کنی خَبَک تا کی همی درآئی و گردم همی دوی حقا که ک

معنی پف فرس

پف فرس . [ پْف ِ / پ ِ ف ِ ف ِ ] (اِخ ) نام قصبه ای در سویس از بخش سن گال و که 1675 تن سکنه دارد و دارای چشمه های آب معدنی است .

معنی پک

پک . [ پ ِ ] (اِخ ) نام دهستان سن و اُواز از ایالت ورسای . دارای 4603 تن سکنه . و راه آهن از آن میگذرد.

معنی پفره

پفره . [ ] (اِ) در لغت نامه ٔ شعوری بنقل از لغت نامه ٔ نعمةاﷲ بمعنی آلت جولاهگان آمده است . لکن صحیح آن بفتره است . رجوع به بفتره شود.

معنی پفیوز

پفیوز. [ پ ُ ] (ص ) در تداول عوام ، سست و ضعیف و بیکاره . پَه پَه . پخمه . چلمن .

معنی پک و پهلو

پک و پهلو. [ پ َ پ َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ). سینه و قسمت راست و چپ آن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: