مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پفالو


معنی پفالو

پفالو. [ پ ُ ] (ن مف مرکب ) پف آلود. در تداول خانگی آماس کرده و مائل بزردی و بیشتر در پشت چشم و روی مردم بکار رود. 4آماسیده روی . مُهَبَّل . (منتهی الارب ).

معنی پفالو- ترجمه پفالو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پفالو اینجا را کلیک کنید

هم معنی پفالو


ترجمه پفالو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پفالو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پفورتن

پفورتن . [ ف ُ ت ِ ](اِخ ) لوئی شارل هانری دو. مرد سیاسی اهل باوار متولد در رید . وی حریف بیسمارک بود و در مبارزه با اومغلوب گردید. و مولد او 1811 و وفات 1880 م . است .

معنی پک

پک . [ پ َ ] (اِ) غوک . وزغ . چغز. قرباغه .بزغ . مکل . (اوبهی ). قاس . غنجموش . ضفدع : ای همچو یک پلید و چنو دیده ها برون مانند آن کسی که مر او را کنی خَبَک تا کی همی درآئی و گردم همی دوی حقا که ک

معنی پک

پک . [ پ ِک ک ] (اِ)بند انگشت دست و انگشت پای را گویند. (برهان قاطع). || (اِ صوت ) نقل آواز خنده ٔ ناگهانی که مانع شدن از آن را نیز خواهند: پِکّی زد بخنده ، یعنی با آنکه میخواست از خنده خودداری کند و

معنی پف کرده

پف کرده . [ پ ُ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آماسیده . ورم کرده . برآمده . || پُفالو.

معنی پفشریدن

پفشریدن . [ ] (مص ) در لغت نامه ٔ شعوری این صورت آمده است و بدان معنی برافشاندن داده است . لکن ظاهراً مصحف بفتردن باشد بمعنی ازهم دریدن .

معنی پفیدن

پفیدن . [ پ ُ دَ ] (مص ) پف کردن . آماسیدن . ورم کردن : با سر و روئی پفیده . و صاحب لغت نامه ٔ شعوری به پفیدن معنی کشتن و اطفاء و خاموش کردن آتش و چراغ میدهد.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter