مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطمس


معنی پطمس

پطمس . [ ] (اِخ ) در کتاب قاموس مقدس آمده است مکا 1:9 جزیره ای است در ارخیبل (مجمعالجزایر - گنگبار) روم که فعلا آنرا پطمه گویند و اندازه ٔ بعد مسافت از طرف جنوبی ساموس بدانجا تخمیناًبیست میل و از طرف غربی آسیای صغیر بیست وچهار میل میباشد و رومیان خطاکاران و مقصرین را به آنجا میفرستادند چنانکه یوحنّای انجیلی نیز در سال 94 م . یعنی در زمان سلطنت دومیشیانس بهمین جهت به آنجا فرستاده شد. خاکش بسیار حاصلخیز است زیرا که زمینش کلیةً مرکب از سنگهای خشک میباشد که قدری خاک روی آنها را پوشیده است گویند این جزیره بقایای آتش فشان است و به مسافت قلیلی از ساحل حجره و مغاره ای است که گمان می برند یوحنا سفر مکاشفات را در آنجا مرقوم داشت - انتهی .

معنی پطمس- ترجمه پطمس برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطمس اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطمس


ترجمه پطمس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطمس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پف تلنگر

پف تلنگر. [ پ ُ ت ِل ِ گ َ ] (اِ مرکب ) از پف بمعنی دم و تلنگر، زدن با نوک ناخن وسطی فشرده به ابهام . || نان از شب مانده که بار دیگر بر سر آتش نهاده و نرم کنند.

معنی پفج

پفج . [ پ َ ] (اِ) کف دهان و خیوی دهان باشد. (فرهنگ اوبهی ) : قی اوفتد آنرا که سر و روی تو بیند زان خلم و از آن پفچ چکان بر برو بر روی . شهید. و رجوع به بفج شود.

معنی پطریق

پطریق . [ پ َ ] (اِخ ) (سن ...) یکی از بزرگان مسیحی است . مولد او بسال 377 م . در ارموریک بود و در عنفوان شباب حکمران ایرلند موسوم به اونیل وی را به اسیری گرفت و او به گُل (فرانسه ٔ قدیم ) گریخت و د

معنی پفالو

پفالو. [ پ ُ ] (ن مف مرکب ) پف آلود. در تداول خانگی آماس کرده و مائل بزردی و بیشتر در پشت چشم و روی مردم بکار رود. 4آماسیده روی . مُهَبَّل . (منتهی الارب ).

معنی پف

پف . [ پ ُ ] (اِ صوت ) بادی بود که از دهان بدرآرند برای کشتن چراغ یا تیز کردن آتش یا سرد کردن چیزی گرم و امثال آن . پفو. فوت . دم . باد : معاذاﷲ که من نالم ز چشمش وگر شمشیر بارد ز آسمانش بیک پف خ

معنی پطرس

پطرس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) غالی پاشا. رجوع به غالی پاشا و بطرس شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter