مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطریق


معنی پطریق

پطریق . [ پ َ ] (اِخ ) (سن ...) یکی از بزرگان مسیحی است . مولد او بسال 377 م . در ارموریک بود و در عنفوان شباب حکمران ایرلند موسوم به اونیل وی را به اسیری گرفت و او به گُل (فرانسه ٔ قدیم ) گریخت و در 472 م . به ایرلند بازگشت و به تبلیغ دین مسیحی پرداخت مردم ایرلند که بدو سخت معتقد میباشند پاره ای خوارق عادت به وی نسبت کنند و او ترجمه ٔ حال خویش و بعض چیزهای دیگر نیز نوشته است یادکرد (ذکران ) او در هفدهم مارس است .

معنی پطریق- ترجمه پطریق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطریق اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطریق


ترجمه پطریق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطریق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پطرس

پطرس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) یا بطرس یا فطرس حواری در کتاب قاموس مقدس آمده است : در زبان سریانی پطرس را کیفاس خوانند یعنی سنگ و او یکی از جمله ٔ دوازده حواری و هم یکی از آن سه نفر اصحاب خاص خداوند بود م

معنی پف

پف . [ پ ُ ] (اِ صوت ) بادی بود که از دهان بدرآرند برای کشتن چراغ یا تیز کردن آتش یا سرد کردن چیزی گرم و امثال آن . پفو. فوت . دم . باد : معاذاﷲ که من نالم ز چشمش وگر شمشیر بارد ز آسمانش بیک پف خ

معنی پطروناس

پطروناس . [ پ ِ ] (اِخ ) (به معنی زندگانی پدرش ) و او مرد مسیحی رومی بود که بعضی برآنند که از جمله ٔ هفتاد شاگرد بوده بعداسقوف پوطیولی شد و در آنجا در 4 تشرین دوم بدرجه ٔ شهادت رسید. بنابراین اهالی شه

معنی پغاز

پغاز.[ پ َ ] (اِ) چوبکی باشد که درودگران در شکاف چوبی که شکافند گذارند و کفش دوزان مابین کفش و قالب نهند ودر مؤید الفضلاء با رای بی نقطه بر وزن هزار نوشته شده است . (برهان قاطع). چوبکی باشد که درودگر

معنی پطرگراد

پطرگراد. [ پ ِ رُ ] (اِخ ) یا پطروگراد. رجوع به پترسبورگ و سن پترسبورگ و لنین گراد و پطر شود.

معنی پف کرده

پف کرده . [ پ ُ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آماسیده . ورم کرده . برآمده . || پُفالو.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: