مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطریق


معنی پطریق

پطریق . [ پ َ ] (اِخ ) (سن ...) یکی از بزرگان مسیحی است . مولد او بسال 377 م . در ارموریک بود و در عنفوان شباب حکمران ایرلند موسوم به اونیل وی را به اسیری گرفت و او به گُل (فرانسه ٔ قدیم ) گریخت و در 472 م . به ایرلند بازگشت و به تبلیغ دین مسیحی پرداخت مردم ایرلند که بدو سخت معتقد میباشند پاره ای خوارق عادت به وی نسبت کنند و او ترجمه ٔ حال خویش و بعض چیزهای دیگر نیز نوشته است یادکرد (ذکران ) او در هفدهم مارس است .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطریق اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطریق


ترجمه پطریق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطریق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پف فل

پف فل . [ پْف ِ / پ ِ ف ِ ف ِ ] (اِخ ) تئوفیل - کُنار. داستانسرا و ادیب آلمان متولد در کلمار بسال 1736 م . و متوفی در همان محل بسال 1809.

معنی پطرس

پطرس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) غالی پاشا. رجوع به غالی پاشا و بطرس شود.

معنی پطریارخ

پطریارخ . [ پ َ ] (اِخ ) (شیخ القبایل ) حاکم و فرمانفرمای طایفه و خانواده را گویند و این مطلب در عهدجدید به ابراهیم عب 7:4 و پسران یعقوب 1 ع 7:8 و 9 و داود 1 ع 2:29 نسبت داده شده است . در ترجمه ٔ هفتا

معنی پف

پف . [ پ ُ ] (اِ صوت ) بادی بود که از دهان بدرآرند برای کشتن چراغ یا تیز کردن آتش یا سرد کردن چیزی گرم و امثال آن . پفو. فوت . دم . باد : معاذاﷲ که من نالم ز چشمش وگر شمشیر بارد ز آسمانش بیک پف خ

معنی پغمان

پغمان . [ پ َ ] (اِخ ) سلسله ٔ کوهی نزدیک کابل به هندوکش و کوه بابا پیوسته است سرچشمه ٔ رود هلمند. (هیرمند - هندمند) از سلسله ٔ غربی آن کوه است . احتمال دارد که کوه اوشیدرن یا اوشیدم که هر دو یکی است

معنی پطمس

پطمس . [ ] (اِخ ) در کتاب قاموس مقدس آمده است مکا 1:9 جزیره ای است در ارخیبل (مجمعالجزایر - گنگبار) روم که فعلا آنرا پطمه گویند و اندازه ٔ بعد مسافت از طرف جنوبی ساموس بدانجا تخمیناًبیست میل و از طرف

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: