مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطرگراد


معنی پطرگراد

پطرگراد. [ پ ِ رُ ] (اِخ ) یا پطروگراد. رجوع به پترسبورگ و سن پترسبورگ و لنین گراد و پطر شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطرگراد اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطرگراد


ترجمه پطرگراد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطرگراد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پطرونه خلیل

پطرونه خلیل . [ پ َ ن َ خ َ ] (اِخ ) در دوره ٔ سلطان احمدخان ثالث یکی از ضباط ینی چریها و از مردم آرناؤدستان (آلبانی ) بود و چون با خلیل پهلوان ینی چری آغاسی و رفقای او به پاره ای اعمال مفسدانه برخاس

معنی پطرس پاطریسیوس

پطرس پاطریسیوس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) نام سفیری است که از جانب دربار بیزانس بحضور خسرو اول [ انوشروان ] بسفارت سیاسی فرستاده شد و عامل مصالحه ٔ سال 652 م . گردید وی سفرنامه ٔ تاریخی نوشته است که بعضی قطع

معنی پطرس

پطرس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) نام کشیشی که از طرف امریکا در حفریات بابل نظارت داشت . این حفریات از 1885 م . از طرف امریکائیها و آلمانی ها شروع و آثار بسیاری از معابد و غیره کشف شد از جمله معبد شهر نیپ پور

معنی پف فرس

پف فرس . [ پْف ِ / پ ِ ف ِ ف ِ ] (اِخ ) نام قصبه ای در سویس از بخش سن گال و که 1675 تن سکنه دارد و دارای چشمه های آب معدنی است .

معنی پف کردگی

پف کردگی . [ پ ُک َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی آماسیده .

معنی پف کاسه گری

پف کاسه گری . [ پ ُ ف ِ س َ / س ِ گ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) فوت کاسه گری . تعبیری مثلی است . نهانی و دقیق ترین قسمت فنی . گویند مردی از ایران به آموختن هنر چینی سازی به چین شد و در کارخانه ٔ آن ه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: