مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطرگراد


معنی پطرگراد

پطرگراد. [ پ ِ رُ ] (اِخ ) یا پطروگراد. رجوع به پترسبورگ و سن پترسبورگ و لنین گراد و پطر شود.

معنی پطرگراد- ترجمه پطرگراد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطرگراد اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطرگراد


ترجمه پطرگراد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطرگراد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پف تلنگر

پف تلنگر. [ پ ُ ت ِل ِ گ َ ] (اِ مرکب ) از پف بمعنی دم و تلنگر، زدن با نوک ناخن وسطی فشرده به ابهام . || نان از شب مانده که بار دیگر بر سر آتش نهاده و نرم کنند.

معنی پغار

پغار. [ پ ُ ] (اِ) عجب و تکبر و خودستائی را گویند. (برهان قاطع). پندار. خودپسندی .

معنی پطرزبورگ

پطرزبورگ . [ پ ِ طِ ] (اِخ ) سن پطرزبورغ . رجوع به بترسبورگ شود.

معنی پف کردگی

پف کردگی . [ پ ُک َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی آماسیده .

معنی پطروباس

پطروباس . [ پ ِ ] (اِخ ) مسیحی رومانی که پولس در رساله ای به رومانیان 16:14 وی را سلام میفرستد در خانواده ٔ امپراطور، یک یا دو نفر به این اسم بودند فی 1:13 و 4:22. (قاموس کتاب مقدس ).

معنی پطریق

پطریق . [ پ َ ] (اِخ ) (سن ...) یکی از بزرگان مسیحی است . مولد او بسال 377 م . در ارموریک بود و در عنفوان شباب حکمر