مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطرونه خلیل


معنی پطرونه خلیل

پطرونه خلیل . [ پ َ ن َ خ َ ] (اِخ ) در دوره ٔ سلطان احمدخان ثالث یکی از ضباط ینی چریها و از مردم آرناؤدستان (آلبانی ) بود و چون با خلیل پهلوان ینی چری آغاسی و رفقای او به پاره ای اعمال مفسدانه برخاستند به امر دولت کشته شدند. (قاموس الاعلام ترکی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطرونه خلیل اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطرونه خلیل


ترجمه پطرونه خلیل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطرونه خلیل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پطریق

پطریق . [ پ َ ] (اِخ ) (سن ...) یکی از بزرگان مسیحی است . مولد او بسال 377 م . در ارموریک بود و در عنفوان شباب حکمران ایرلند موسوم به اونیل وی را به اسیری گرفت و او به گُل (فرانسه ٔ قدیم ) گریخت و د

معنی پطمس

پطمس . [ ] (اِخ ) در کتاب قاموس مقدس آمده است مکا 1:9 جزیره ای است در ارخیبل (مجمعالجزایر - گنگبار) روم که فعلا آنرا پطمه گویند و اندازه ٔ بعد مسافت از طرف جنوبی ساموس بدانجا تخمیناًبیست میل و از طرف

معنی پف نم

پف نم . [ پ ُ ن َ ] (اِمرکب ) نمی که کلاه دوزان به کلاه و قهوه چیان به تنباکوزنند با آبی که در دهان گیرند. و با زدن صرف شود.

معنی پطرس

پطرس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) نام کشیشی که از طرف امریکا در حفریات بابل نظارت داشت . این حفریات از 1885 م . از طرف امریکائیها و آلمانی ها شروع و آثار بسیاری از معابد و غیره کشف شد از جمله معبد شهر نیپ پور

معنی پف کردن

پف کردن . [ پ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دهن را بسته از میان دو لب دم برآوردن و دمیدن برای تیز کردن یا کشتن آتشی یا سرد شدن حارّی . دمیدن . فوت کردن . (در تداول عوام ) : هر آن شمعی که ایزد برفروزد هر آن

معنی پطروباس

پطروباس . [ پ ِ ] (اِخ ) مسیحی رومانی که پولس در رساله ای به رومانیان 16:14 وی را سلام میفرستد در خانواده ٔ امپراطور، یک یا دو نفر به این اسم بودند فی 1:13 و 4:22. (قاموس کتاب مقدس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: