مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پطرزبورگ


معنی پطرزبورگ

پطرزبورگ . [ پ ِ طِ ] (اِخ ) سن پطرزبورغ . رجوع به بترسبورگ شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پطرزبورگ اینجا را کلیک کنید

هم معنی پطرزبورگ


ترجمه پطرزبورگ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پطرزبورگ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پطر

پطر. [ پ ِ ] (اِخ ) ملقب به کبیر. نام تسار روسیه که از 1672 تا 1725 م . حکومت کرد وی در مسکو بسال 1672 م . تولد شد و با قوت اراده قدرت استره لیتزها را از میان برد و بر آن شد که قوم خویش را به ملتی متم

معنی پشین کلا

پشین کلا. [ پ َ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از قراء سَدَن رستاق مازندران . (مازندران و استراباد رابینو ص 126).

معنی پطاس محرق

پطاس محرق . [ پ ُ س ِ م ُ ح َ ر رِ ] (اِ مرکب ) هیدرات پطاسیم که سمّی قوی است و آنرا پطاس محرّق نیز گویند تا از پطاس تجارتی که کربنات پطاسیم غیرخالص است ممتاز باشد. پطاس اکّال یا محرق جسمی بازی و

معنی پغار

پغار. [ پ ُ ] (اِ) عجب و تکبر و خودستائی را گویند. (برهان قاطع). پندار. خودپسندی .

معنی پطمس

پطمس . [ ] (اِخ ) در کتاب قاموس مقدس آمده است مکا 1:9 جزیره ای است در ارخیبل (مجمعالجزایر - گنگبار) روم که فعلا آنرا پطمه گویند و اندازه ٔ بعد مسافت از طرف جنوبی ساموس بدانجا تخمیناًبیست میل و از طرف

معنی پف کاسه گری

پف کاسه گری . [ پ ُ ف ِ س َ / س ِ گ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) فوت کاسه گری . تعبیری مثلی است . نهانی و دقیق ترین قسمت فنی . گویند مردی از ایران به آموختن هنر چینی سازی به چین شد و در کارخانه ٔ آن ه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<