مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پشین کلا


معنی پشین کلا

پشین کلا. [ پ َ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از قراء سَدَن رستاق مازندران . (مازندران و استراباد رابینو ص 126).

معنی پشین کلا- ترجمه پشین کلا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پشین کلا اینجا را کلیک کنید

هم معنی پشین کلا


ترجمه پشین کلا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پشین کلا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پطر

پطر. [ پ ِ ] (اِخ ) ملقب به کبیر. نام تسار روسیه که از 1672 تا 1725 م . حکومت کرد وی در مسکو بسال 1672 م . تولد شد و با قوت اراده قدرت استره لیتزها را از میان برد و بر آن شد که قوم خویش را به ملتی متم

معنی پطرس پاطریسیوس

پطرس پاطریسیوس . [ پ ِ رُ ] (اِخ ) نام سفیری است که از جانب دربار بیزانس بحضور خسرو اول [ انوشروان ] بسفارت سیاسی فرستاده شد و عامل مصالحه ٔ سال 652 م . گردید وی سفرنامه ٔ تاریخی نوشته است که بعضی قطع

معنی پشیمانی

پشیمانی . [ پ َ ] (حامص ) حالت وچگونگی پشیمان . ندامت . ندَم . تندم . حسرت بر فعلی یاترکی رفته . سَدَم . تأسف . اَسف . دریغ. ارمان . (برهان قاطع). ید. ندمان . کیفر. (لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ) (تفلیسی

معنی پطاس اکال

پطاس اکال . [ پ ُ اَ ک ک ] (اِ مرکب ) رجوع به پطاس محرق شود.

معنی پطاس محرق

پطاس محرق . [ پ ُ س ِ م ُ ح َ ر رِ ] (اِ مرکب ) هیدرات پطاسیم که سمّی قوی است و آنرا پطاس محرّق نیز گویند تا از پطاس تجارتی که کربنات پطاسیم غیرخالص است ممتاز باشد. پطاس اکّال یا محرق جسمی بازی و

معنی پطروناس

پطروناس . [ پ ِ ] (اِخ ) (به معنی زندگانی پدرش ) و او مرد مسیحی رومی بود که بعضی برآنند که از جمله ٔ هفتاد شاگرد بوده بعداسقوف پوطیولی شد و در آنجا در 4 تشرین دوم بدرجه ٔ شهادت رسید. بنابراین اهالی شه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter