مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پشت ریز


معنی پشت ریز

پشت ریز. [ پ ُ ] (ق مرکب ) پیاپی . متوالی . پی درپی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پشت ریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی پشت ریز


ترجمه پشت ریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پشت ریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پشت حسن

پشت حسن . [ پ ُ ح َ س َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه رشت و پهلوی میان زیرده و کورابجیر در 259 هزارگزی طهران .

معنی پشت گوژ

پشت گوژ. [ پ ُ ] (ص مرکب ) رجوع به پشت کوژ شود.

معنی پشت خار

پشت خار. [ پ ُ ] (اِ مرکب ) آهنی باشد چون چند شانه ٔ بهم پیوسته گرفتن گرد و موی زاید را از ظاهر بدن اسب و استر و غیره . قشو. فِرجول . کبیجه . فرجون .

معنی پشت میزنشین

پشت میزنشین . [ پ ُ ت ِ ن ِ ] (نف مرکب ) عضو (کارمند) دیوانها و ادارات .

معنی پشت درد

پشت درد. [ پ ُ دَ ] (اِ مرکب ) وجعالظهر. ظَهَر. (منتهی الارب ).

معنی پشت قوی

پشت قوی . [پ ُ ق َ ] (ص مرکب ) مستظهر. نیرومند شده : جاوید باش و پشت قوی باش و تندرست تو شادخوار و ما رهیان از تو شادخوار. فرخی . - پشت قوی شدن ؛ استظهار. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<