مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پریستری


معنی پریستری

پریستری . [ پ ِ ت ِ ] (اِخ ) نام قله و ذروه ٔ کوهی میان مناستر و پرسپه کولی به ارتفاع 2359 گز. و آن قلعه ٔ کوه سوهاغوره است و نام دیگر این کوه ترجقه باشد. (قاموس الاعلام ترکی ).

معنی پریستری- ترجمه پریستری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پریستری اینجا را کلیک کنید

هم معنی پریستری


ترجمه پریستری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پریستری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پریستنی کوس

پریستنی کوس . [پْری / پ ِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) جنسی از حشرات کولئوپتر . گوشتخوار از خانواده ٔ کارابیده . مخصوص نواحی معتدل غربی دنیای قدیم .

معنی پریسوار

پریسوار. [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) قسمی زورق باریک و طویل که در رودها بکار برند.

معنی پریشان بودن

پریشان بودن . [ پ َ دَ ] (مص مرکب ) متفرق بودن . پراکنده بودن . || درهم بودن . ژولیده بودن . آشفته بودن . || اضطراب داشتن . متوحش بودن . خیالات واهی داشتن . سرگردان بودن . || غمناک بودن . دلتنگ بودن .

معنی پریشان

پریشان . [ پ َ ] (اِخ ) نام دریاچه ای است در سه فرسخی مشرق شهر کازرون فارس میانه ٔ بلوک کازرون و بلوک نامور. طول آن گاه از یک فرسخ و نیم بگذرد و پهنای آن نزدیک به نیم فرسخ است . در سال تقریباً پانصد م

معنی پریزاد

پریزاد. [ پ َ ] (اِخ ) رجوع به پاریزاتیس و پروشات شود.

معنی پریسای

پریسای . [ پ َ ] (نف مرکب ) مخفف پری افسای . کسی که افسون پری خواند. تسخیرکننده ٔ جن . افسونگر. پریخوان . پری بند. عزیمت خوان . عزائم کننده ٔ پری : گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور همی نماید زیر نگینه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: