مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرژکتور


معنی پرژکتور

پرژکتور. [ پْرُ / پ ِ رُ ژِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) پروژکتور. آلت منعکس کننده ای که نور را از کانون الکتریکی با قوت و شدت بسیار به موضعی انتقال میدهد که گاهی آنرا در کشتی ها و جز آن برای روشن کردن راه بکار میبرند.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرژکتور اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرژکتور


ترجمه پرژکتور


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرژکتور



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرس

پرس . [ پ َ رَ ] (اِخ ) آثار و خرابه هائی در چهارده میلی گنبد قابوس . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 162).

معنی پرسبج

پرسبج . [ ] (اِخ ) مرکز بلوک قلقل رود،در ولایت تویسرکان . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 392).

معنی پرژه

پرژه . [ پْرُ / پ ِ رُ ژِ ] (فرانسوی ، اِ) طرح . نقشه . زمینه . || نیت . اندیشه . قصد. || پیشنهاد. || (در اصطلاح معماری ) نقشه و برآورد بنائی .

معنی پرسان

پرسان . [ پ ُ ] (نف ، ق ) صفت فاعلی بیان حالت . در حال پرسیدن . پرسنده : هر که باشد زحال ما پرسان یک بیک را سلام ما برسان .

معنی پرس پرسان

پرس پرسان . [ پ ُ پ ُ ] (ق مرکب ) پرسان پرسان . با سؤال از بسیار کس : پرس پرسان می کشیدش تا بصدر گفت گنجی یافتم آخر بصبر. مولوی . پرس پرسان میشد اندر افتقاد چیست این غم بر که این ماتم فتاد. مولوی

معنی پرزیوند

پرزیوند. [ پ ُ وَ ] (ص ) بمعنی صریح باشد که در مقابل رَمز و ایماست . (برهان ). شاهدی برای این کلمه و معنی آن بدست نیامد و مجعول مینماید.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<