مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرزیانی


معنی پرزیانی

پرزیانی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرزیان .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرزیانی اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرزیانی


ترجمه پرزیانی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرزیانی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرسا

پرسا. [ پ ُ ] (نف ) صفت فاعلی دائمی . پرسنده . خبرگیرنده . پرسان . سائل .

معنی پرژه

پرژه . [ پْرُ / پ ِ رُ ژِ ] (فرانسوی ، اِ) طرح . نقشه . زمینه . || نیت . اندیشه . قصد. || پیشنهاد. || (در اصطلاح معماری ) نقشه و برآورد بنائی .

معنی پرزه

پرزه . [ پ َ زَ / زِ ] (اِ) شیاف . (برهان )(اوبهی ). شافه . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). و در فرهنگ رشیدی بدین معنی به ضم اول آمده است . فرزجه .

معنی پرژک

پرژک . [ پ َ ژَ ](اِ) گریه . (رشیدی ) (جهانگیری ). گریستن . (رشیدی ) (برهان ) (جهانگیری ). گریه نمودن . (برهان ) : عرش و کرسی در آب شد پنهان بس که کردم ز فرقتت پرژک . قطران . ولی این بیت مجعول و م

معنی پرس

پرس . [ پ ُ ] (اِمص ) پرسش : چو یعقوب فرّخ بپرس و درود ابا ابن یامین سخن گفته بود رسیدند اسباط دیگر بهم به پیش پدر شرمسار و دژم . شمسی (یوسف و زلیخا).

معنی پَرس

پَرس . [ پْرُ / پ ِ رُ ] (از فرانسوی ، اِ) قایقی که اهالی اقیانوسیه بکار برند و دارای یک دکل است و آن برخلاف پرائو است که دارای همان شکل ولی با دو دکل است و آنرا پریس نیز گویند.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<