مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرزگن


معنی پرزگن

پرزگن . [ پ ُ گ ِ ] (ص مرکب ) خمیل . پُرزدار: ثوب خمیل ؛ جامه ٔ پُرزگِن . (ربنجنی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرزگن اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرزگن


ترجمه پرزگن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرزگن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرزیان

پرزیان . [ پ ُ ] (ص مرکب ) ضارّ. پرضرر : شنیدستی آن داستان بزرگ که ارجاسپ آن پرزیان پیر گرگ . فردوسی . چنین گفت موبد به پیش گروه بمزدک که ای مرد دانش پژوه یکی دین نو ساختی پرزیان نهادی زن و خوا

معنی پرزیانی

پرزیانی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرزیان .

معنی پرزحمت

پرزحمت . [ پ ُ زَ م َ ] (ص مرکب ) پرانبوهی . و در تداول فارسی پررنج . پرمشقت . که رنج و مشقت بسیار دارد.

معنی پرس

پرس . [ پ َ ] (اِ) پرده . حجاب . پوشش . پرده که بر روی چیزها پوشند. || درسار. پرده . خیش . پرده که از جاها آویزند. (برهان ). || پرس اشتر؛ مهار چوبین . چوب بینی شتر: اِنف ؛ شتری که بینیش درد کند از پرس

معنی پرزه دار

پرزه دار. [ پ ُ زَ / زِ ] (نف مرکب ) پرزدار. پرزناک .

معنی پرزناک

پرزناک . [ پ ُ ] (ص مرکب ) پرپرز: جامه ٔ پرزناک . (زمخشری ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<