مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرزنه


معنی پرزنه

پرزنه . [ پ ِ رِ ن َ / ن ِ ] (اِ) در تداول خانگی آنچه به نوک انگشت ابهام و سبابه توان گرفتن از آرد و پست و نمک و شکر و فلفل کوبیده و جز آن . پرزه .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرزنه اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرزنه


ترجمه پرزنه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرزنه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرس

پرس . [ پ َ رَ ] (اِخ ) آثار و خرابه هائی در چهارده میلی گنبد قابوس . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 162).

معنی پرزیوند

پرزیوند. [ پ ُ وَ ] (ص ) بمعنی صریح باشد که در مقابل رَمز و ایماست . (برهان ). شاهدی برای این کلمه و معنی آن بدست نیامد و مجعول مینماید.

معنی پرزیانی

پرزیانی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرزیان .

معنی پرزه

پرزه . [ پ ُ زَ / زِ ] (اِ) پُرز. و معرب آن برزج است : اِخمال ؛ پرزه دار و خوابناک گردانیدن جامه را. مُخمَل ؛ جامه های پرزه دار خوابناک . خمل ؛ ریشه و پرزه ٔ جامه ٔ مخمل و مانند آن . (منتهی الارب ) :

معنی پرژکتور

پرژکتور. [ پْرُ / پ ِ رُ ژِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) پروژکتور. آلت منعکس کننده ای که نور را از کانون الکتریکی با قوت و شدت بسیار به موضعی انتقال میدهد که گاهی آنرا در کشتی ها و جز آن برای روشن کردن راه

معنی پرزرپین

پرزرپین . [ پْرُ / پ ِ رُ زِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از نواعم گاستروپود ازخانواده ٔ پرس پرپی نیده .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<