مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرزرپین


معنی پرزرپین

پرزرپین . [ پْرُ / پ ِ رُ زِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از نواعم گاستروپود ازخانواده ٔ پرس پرپی نیده .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرزرپین اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرزرپین


ترجمه پرزرپین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرزرپین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرزیان

پرزیان . [ پ ُ ] (ص مرکب ) ضارّ. پرضرر : شنیدستی آن داستان بزرگ که ارجاسپ آن پرزیان پیر گرگ . فردوسی . چنین گفت موبد به پیش گروه بمزدک که ای مرد دانش پژوه یکی دین نو ساختی پرزیان نهادی زن و خوا

معنی پرزه

پرزه . [ پ ُ زَ / زِ ] (اِ) پُرز. و معرب آن برزج است : اِخمال ؛ پرزه دار و خوابناک گردانیدن جامه را. مُخمَل ؛ جامه های پرزه دار خوابناک . خمل ؛ ریشه و پرزه ٔ جامه ٔ مخمل و مانند آن . (منتهی الارب ) :

معنی پرزگن

پرزگن . [ پ ُ گ ِ ] (ص مرکب ) خمیل . پُرزدار: ثوب خمیل ؛ جامه ٔ پُرزگِن . (ربنجنی ).

معنی پرزنه

پرزنه . [ پ ِ رِ ن َ / ن ِ ] (اِ) در تداول خانگی آنچه به نوک انگشت ابهام و سبابه توان گرفتن از آرد و پست و نمک و شکر و فلفل کوبیده و جز آن . پرزه .

معنی پرزحمت

پرزحمت . [ پ ُ زَ م َ ] (ص مرکب ) پرانبوهی . و در تداول فارسی پررنج . پرمشقت . که رنج و مشقت بسیار دارد.

معنی پرز

پرز. [ پ ِ رِ ] (اِخ ) آنتونیو. از رجال سیاست اسپانیا. مولد او بسال 1534 م . در من رآل دُ آریزا و وفات در 1611 م . وی وزیر فیلیپ دوم بود لکن فیلیپ بر او خشم گرفت و وی را بر خلاف حق و عدالت به محاکمه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: