مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی پرزحمت


معنی پرزحمت

پرزحمت . [ پ ُ زَ م َ ] (ص مرکب ) پرانبوهی . و در تداول فارسی پررنج . پرمشقت . که رنج و مشقت بسیار دارد.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد پرزحمت اینجا را کلیک کنید

هم معنی پرزحمت

مشقت‌بار : پرمشقت، مشقت‌زا، سخت، پررنج، صعب، پرزحمت


ترجمه پرزحمت

پرزحمت: troublesome
پرزحمت: difficult


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه پرزحمت



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی پرزوری

پرزوری . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرزور.

معنی پرزگن

پرزگن . [ پ ُ گ ِ ] (ص مرکب ) خمیل . پُرزدار: ثوب خمیل ؛ جامه ٔ پُرزگِن . (ربنجنی ).

معنی پرزرپین

پرزرپین . [ پْرُ / پ ِ رُ زِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از نواعم گاستروپود ازخانواده ٔ پرس پرپی نیده .

معنی پرزرپین

پرزرپین . [ پْرُ / پ ِ رُ زِ ] (اِخ ) در اساطیر یونانی اِلهه ٔ کشاورزی و ملکه ٔدوزخ ، دختر ژوپیتر و سِرس و زوجه ٔ پلوتن . رومیان بدو هم جنبه ٔ یونانی و هم رومی میدادند و با الهه ٔ باستانی ایتالی

معنی پرزنه

پرزنه . [ پ ِ رِ ن َ / ن ِ ] (اِ) در تداول خانگی آنچه به نوک انگشت ابهام و سبابه توان گرفتن از آرد و پست و نمک و شکر و فلفل کوبیده و جز آن . پرزه .

معنی پرزپیس تم

پرزپیس تم . [ پْرُ / پ ُ رُ زُ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی لارو بعضی حشرات ازنوع اِفِمِر که ژلی در 1871 م . آنرا یافته است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<