مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نیوء


معنی نیوء

نیوء. [ ن ُ ] (ع اِمص )نیوئة. نیم پختگی گوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی نیوء- ترجمه نیوء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نیوء اینجا را کلیک کنید

هم معنی نیوء


ترجمه نیوء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نیوء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نیواره

نیواره . [ ن َ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرکانه ٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد. در 16هزارگزی غرب ایستگاه سپیددشت و در منطقه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 120 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ٔ برجی ، محصولش

معنی نیوزاد

نیوزاد. [ نیوْ ] (ص مرکب ) پهلوان زاده . پهلوان نسب : نوازید و مالید و زین برنهاد برو برنشست آن یل نیوزاد. فردوسی .

معنی نیو

نیو. [ ن َ] (ص ) راست . نقیض کج . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).

معنی نیوسوم

نیوسوم . [ نیوْ ] (اِ)شره و حرص بسیار بر چیزی خوردنی . (انجمن آرا) (برهان قاطع). ظاهراً از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است .

معنی نیوان نار

نیوان نار. (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ شهرستان گلپایگان . در 7هزارگزی جنوب گلپایگان و 5هزارگزی شرق راه گلپایگان و خونسار در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 861 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات و چاه ، م

معنی نینوی

نینوی . (اِ) کره . مسکه . زبده . نینو. (برهان قاطع). رجوع به نینو شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter